اهمیت بازاریابی

اهمیت بازاریابی

اهمیت بازاریابی و نقش بازاریابی در قرن بیست و یکم

در نخستین سال های سده بیست و یکم بسیاری از شرکت ها با مسئله های مالی بسیار شدید رو به رو شدند و حتی ادامه فعالیت آنها مورد تهدید قرارگرفت، زیرا سیستم اقتصادی با شرایط ناگواری رو به رو شد. برای رویارویی با این چالش و یا حل مسأله ها، “بازاریابی” نقشی بسیار مهمی ایفا می کند.

اگر برای کالاها و خدمات تولیدی شرکت ها به میزان کافی تقاضا وجود نداشته باشد و آنها نتوانند سود کسب کنند وجود واحدهای سازمانی، مانند امور مالی، عملیات، حسابداری و سایر واحدها هیچ ارزشی نخواهند داشت.

به بیان دیگر، باید در سطر نخست صورت سود وزیان عدد قابل توجهی وجود داشته باشد تا در سطر آخر آن(سودخالص) عددی نویدبخش ارائه شود. اغلب موفقیت شرکت، ازنظرمالی، درگرو داشتن توانایی های لازم در بازاریابی است.

اهمیت بازاریابی

از یک زاویه بازتر و از دیدگاه کل جامعه هم “بازاریابی” اهمیت زیادی دارد. شرکت ها از مجرای بازاریابی توانسته اند محصولات جدید به بازار عرضه کنند، آن ها را به مشتریان هدف بقبولانند، سازمان ها توانسته اند بدان وسیله زندگی را برای مردم راحت تر کنند و برغنای آن بیفزایند. درحالیکه بازاریاب ها می کوشند برای بهبود و تثبیت جایگاه خود در بازار(درذهن مشتریان هدف) نیازهای افراد را از راه های ابتکاری تآمین نمایند، پیوسته محصولات جدید به بازار عرضه می کنند.

یک سیستم بازاریابی موفق می تواند برای کالاها و خدمات تقاضا ایجاد کند که در نتیجه تعداد بیشتری شغل به وجود می آید.

از دیدگاه نتیجه کار(یانتیجه عملکردسازمان ها) بازاریابی برای شرکت ها این امکان را به وجود می آوردکه در زمینه فعالیت های مربوط به مسئولیت های اجتماعی گام های استوارتری بردارند.

مقالات پیشنهادی

تبلیغات و تحقیقات بازار

افزایش وفاداری از طریق بازاریابی

مدیران عامل(یامدیران ارشداجرایی) سازمان ها هنگام تولید و عرضه محصولاتی بانام و نشان تجاری خاص و تقویت پایگاه هایی برای افزایش میزان وفاداری مشتریان(یعنی دست یابی به یک قلم دارایی نامشهود ارزشمندکه می تواند بر ارزش شرکت بیفزاید) به این نقش بازاریابی توجه خاص می نمایند. تولیدکنندگان کالاهای مصرفی، شرکت های بیمه، سازمان های غیرانتفاعی، و تولیدکنندگان کالاهای صنعتی،همگی، آخرین دستاوردهای خود را در بازاریابی باصدای رسا به گوش همگان می رسانند و بسیاری از شرکت ها پست سازمانی جدیدی به نام”مدیران ارشد بازاریابی“به وجود آورده اند تا او هم ردیف”مقام ارشد اطلاعاتی”شود.

بدون تردید از دیدگاه بازاریابی اتخاذ تصمیمات معقول(به جا یامناسب)کار چندان ساده ای نیست.

نتیجه یک تحقیق پیمایشی(پرسشنامه ای) که بر روی یک هزار مقام ارشد بازاریابی و مدیر ارشد فروش انجام شد، نشان می دهد که اگر چه    ۸۳%  چنین می پندارند که از نظر موفقیت سازمان، توانایی های فروش و بازاریابی اولویت بسیاربالایی دارند، ولی هنگام تعیین رتبه اثربخشی یا موفقیت سیستم بازاریابی واقعی سازمان تحت مدیریت خود، تنها ۶% احساس می کردند از این دیدگاه کارها را “به صورتی عالی”انجام داده اند.

انواع تصمیمات بازاریاب ها

  بازاریاب ها باید در این موارد تصمیم بگیرند:

  • کالاها و خدمات جدید چه ویژگی هایی داشته باشند؟

  • این کالاها وخدمات در چه جاهایی عرضه شوند؟ و

  • برای تبلیغ و فروش چه بودجه ای در نظر بگیرند؟

  • آیا این اقدامات از طریق اینترنت، تلفن همراه انجام شوند، یا از کانال های ارتباطی دیگری استفاده  شود؟

آن ها باید این تصمیمات را در محیطی اتخاذ کنند که تحت سلطه شبکه های اجتماعی است، یعنی در محیطی که نیروهای اقتصادی، فناوری، رقابت و مصرف کنندگان به سرعت تغییر می کنند و اثرها یا نتیجه های حاصل از گفتار و عمل بازاریاب به سرعت چند برابر می شوند.