شبکه ارزش

شبکه ارزش

شبکه ارزش

شرکتی که از زاویه ” زنجیره تأمین ” به بازار ها نگاه می کند ، آن ها را مقصد نهایی به حساب می آورد که باید به آن جا برسد. از این رو ، مسیری را تعیین می نماید که باید مواد و قطعه ها طی کنند ، از مرحله تولید بگذرند و از مجرای فروش به دست مصرف کننده نهایی برسند. شرکت باید نخست ” بازار هدف ” را تعیین کند و با طراحی زنجیره تأمین مسیر معکوس بپیماید تا به مبدأ برسد. این استراتژی را ” برنامه ریزی زنجیره تقاضا ” می نامند. چون از زاویه ای بازتر به موضوع نگاه می شود ، شرکت به سیستمی از همکاران و ائتلاف کنندگان توجه می کند که در سایه وجود آن ها می تواند اقلام مورد نیاز تأمین ، کالا های مورد نظر را تولید و سرانجام محصولاتی را به بازار عرضه کند. بدین گونه شرکت در مرکز پدیده ای قرار می گیرد که آن را ” شبکه ارزش ” می نامند.

عوامل یا گروه های موجود در شبکه ارزش

این عوامل یا گروه  ها در ” شبکه ارزش ” قرار می گیرند : عرضه کنندگان مواد اولیه و قطعه به شرکت ، شرکت هایی که اقلامی را به شرکت های عرضه کننده ارائه می کنند ( عرضه می کنند ) ، مشتریان شرکت ( احتمالاً شرکت های دیگر ) و سرانجام مصرف کنندگان یا مشتریان نهایی. در ” شبکه ارزش ” روابط ایجاد کننده ارزش وجود دارند ( رابطه با استادان دانشگاه ها یا پژو هشگران و سازمان ها یا نهاد های مورد تأیید دولت ).

یک شرکت باید فعالیت های گروه های مختلف را هماهنگ نماید تا بتواند برای بازار هدف ارزش ایجاد کند ( ارزش مورد نظر بازار هدف را ارائه نماید ). شرکت برای تولید از دیدگاه ۲/۵ میلیون صاحب نظر استفاده می کند و دارای بیش از ۴۰۰ هزار سیستم ارتباطی است ( و در سایه این نوع همکاری کالا های جدید تولید را و عرضه می نماید ). شرکت Apple برای تولید کالا های جدید از سیستمی به نام Apple Developer Connection استفاده می کند و مردم کالا هایی را مانند iphone apps و سایر کالا ها را پیشنهاد می دهند ، بیش از ۵۰ هزار عضو دارد ( در این شبکه فعالیت می کنند ) و چون کالای جدیدی به بازار عرضه شود ۷۰ درصد کل فروش به ” ارائه کنندگان طرح ” و ۳۰ درصد به شرکت تعلق دارد.

برنامه ریزی زنجیره تقاضا

” برنامه ریزی زنجیره تقاضا ” باعث می شود که شرکت بتواند از زاویه های گوناگون به رویداد ها نگاه کند ( یا دارای نگرش های گوناگون شود ). نخست ، شرکت می تواند این محاسبه را انجام دهد ( یا بر آورد نماید ) که در صورت تقویت و یکپارچه کردن کانال توزیع در مسیر رو به بالا یا رو به پایین به بودجه ی بیشتری نیاز دارد. دوم ، شرکت در مورد هر گونه اخلال یا نا هنجاری در زنجیره تأمین ( که منجر به افزایش هزینه ها ، قیمت اقلام یا ملزومات مورد نیاز خواهد شد ) اطلاعات بیشتری دارد ( می تواند اطلاعات بیشتری را کسب کند ). سوم ، شرکت می تواند با استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی با همکاران روابط کاری بیشتری برقرار کند و امور مربوطه را سریع تر انجام دهد ( معامله ها و پرداخت ها ) و در نتیجه هزینه ها ( بهای تمام شده اقلام ) را کاهش و صحت رویداد های مالی را افزایش دهد . شرکت خودرو سازی فورد نه تنها چندین زنجیره تأمین را تحت مدیریت و کنترل دارد ، بلکه هزینه چندین پایگاه اطلاعاتی یا وب گاه ( بین شرکت ها B2B ) می پردازد.

مدیریت بر شبکه ارزش

مقصود از مدیریت بر ” شبکه ارزش ” این است که شرکت باید در فناوری اطلاعات نرم افزار مبلغ بیشتری سرمایه گذاری کند. بسیاری از شرکت های فعال در فناوری اطلاعات نرم افزار ” مدیریت زنجیره تأمین ” تولید و به بازار عرضه کرده اند و از شرکت های متخصص در تولید نرم افزار ( مانند SAP and Oracle ) خواسته اند ” سیستم جامع برنامه ریزی منابع انسانی ” را طرح ریزی کنند تا بتوان با استفاده از آن بر جریان های نقدی ، فرآیند تولید ، واحد منابع انسانی ، خرید و سایر فعالیت های عمده ( در درون یک چارچوب یکپارچه یا جامع ) کنترل اعمال کرد ( آن را مدیریت کرد ). آن ها امیدوارند که ” هسته های واحد سازمانی ” را فرو ریزند و اجازه ندهند هر واحد سازمانی در جهت تأمین منافع خود فعالیت کند تا بتوان همه فعالیت های شرکت را یکپارچه کرد. ولی ، واقعیت این است که هنوز بسیاری از شرکت ها با ” سیستم یکپارچه مدیریت منابع انسانی ” فاصله زیادی دارند.

بازاریاب ها از گذشته های دور به این جنبه از ” شبکه ارزش ” توجه کرده اند که بر مشتری متمرکز است و همواره از نرم افزار “مدیریت رابطه با مشتری ” استفاده کرده اند ، در آینده فعالیت های خود را به گونه ای تنظیم کنند که بتوانند فعالیت های شرکت در مسیر عمودی ( رو به بالا ) و ” شبکه ارزش ” را تقویت کنند و همه نیرو های خود را صرف مدیران و مشتریان نمایند.