بازاریابی و توسعه اقتصادی

بازاریابی و توسعه اقتصادی

بازاریابی و توسعه اقتصادی

سؤال مهمی که مطرح می باشد آن است که آیا بازاریابی و توسعه اقتصادی ارتباطی دارد یا خیر. برخی عقیده دارند که رشته بازاریابی فقط با شرایط کشور های مرفه و صنعتی که مشکل عمده آنها هدایت منابع جامعه به سوی تولید کالا ها و خدمات جهت بر آوردن نیاز های پویای بازار می باشد ، مطابقت دارد. در کشور های کمتر توسعه یافته مشکل اصلی تخصیص منابع کمیاب به نیاز های تولیدی مشخص می باشد. در این کشور ها تلاش ها باید بر افزایش تولید متمرکز باشد نه بر آوردن نیاز ها و خواسته های مشتریان.

تعریف بازاریابی و نقش بازاریابی

در پاسخ می توان گفت بازاریابی عبارتست از : فرایند تمرکز منابع سازمانی بر فرصت های محیطی که در سطح جهان می تواند مورد استفاده قرار گیرد. نقش بازاریابی ( شناسایی نیاز ها و خواسته های مردم و تمرکز فعالیت های سازمانی و فردی برای پاسخگویی به این نیاز ها و خواسته ها ) در کشور های ثروتمند و فقیر یکسان می باشد. برای مثال ، جستجو برای یافتن منابع جایگزین انرزی مانند قدرت باد و خورشید به دو دلیل از اهمیت زیادی برخوردار است که عبارتند از : فقدان ذخایر ذغال سنگ در تعداد زیادی از کشور ها و این نگرانی که وابستگی زیاد به سوخت های فسیلی منجر به گرم شدن کره ی زمین خواهد شد. این نگرانی موجب توسعه سیستم های روشنایی خورشیدی در « گابرن » پایتخت بوتسوانا نصب گردید تا به حدود ۴۰ درصد از نیاز های هزاران خانواده خاتمه دهد.

بازاریابی و توسعه اقتصادی


اقتصاد و بازاریابی

وقتی که بازاریابی به عنوان توزیع تعریف شده باشد ، ادبیات اقتصاد تأکید زیادی بر نقش بازاریابی در توسعه اقتصادی می نماید. در کتاب تجارت در غرب آفریقا بائر مسئله تعداد زیاد بازرگان و بهره وری آنها را مورد توجه قرار داد. تعداد و تنوع بازرگانان در غرب آفریقا مورد انتقاد ناظرین رسمی و غیر رسمی قرار گرفته بود. این بازرگانان به دلیل بهره وری پایین و افزایش قیمت ها مورد انتقاد شدیدی قرار گرفته بودند. بائر این انتقاد ها را مورد بررسی قرار داد و نتیجه گیری کرد که این دیدگاه به دلیل عدم درک و فهم صحیح موضوع بوده است. از نظر او ، در نظام اقتصادی غرب آفریقا سرمایه کم و نیروی انسانی مازاد وجود دارد. بائر نتیجه گیری کرد که نظام توزیع در غرب آفریقا از نظر معیار های اقتصادی دارای بهره وری است.

مثالی از اقتصاد و بازاریابی

یک مثال ساده ، نقطه نظر بائر را نشان می دهد. یک بازرگان ، یک پاکت سیگار را به قیمت یک شلینگ خریداری می کند و هر نخ سیگار را به قیمت ۲ سنت می فروشد که قیمت کل آن ۲ شلینگ می شود. آیا این فرد با این کار خود موجب استثمار افراد جامعه شده و یا این که خدمات مفیدی ارائه کرده است ؟  در جامعه ای که مصرف کنندگان فقط از نظر مالی می توانند یک نخ سیگار در هر زمان مصرف نمایند ، این بازرگان خدمات مفیدی را در جایگزینی نیروی کار به جای سرمایه ارائه کرده است. در این مورد خاص سرمایه ، مبلغ لازم برای خرید یک پاکت سیگار توسط مصرف کننده می باشد. داشتن سرمایه یک شلینگ اولین مانع عمده می باشد. بازرگان یا واسطه با فروش کمتر از یک پاکت سیگار ، محصول را به تعدادی که مصرف کننده از نظر مالی می توان پرداخت آن را دارد ، عرضه می کند. با افزایش سطح درآمد ، خریدار ، سیگار بیشتری را مصرف می کند و قادر خواهد بود تا یک بسته کامل آن را خریداری کند. در این فرآیند ، مقدار منابع محلی که در توزیع مصرف می شود کاهش می یابد و سطح زندگی مردم افزایش خواهد یافت. در کشور های کمتر توسعه یافته که نیروی انسانی فراوان و ارزان و سرمایه کمیاب است ، موجود بودن این شیوه توزیع مفید است. علاوه بر این ، تجارب مفیدی در بخش توزیع ایجاد می شود زیرا این فرایند ، استعداد کار آفرینی در این جوامع تقویت می شود و می تواند به عنوان جایگزینی برای آموزش نیروی انسانی مورد توجه قرار گیرد.