طراحی و برندینگ

طراحی و برندینگ

طراحی و تمایز

طراحی ( طراحی و هویت برند )یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد تمایز می باشد. انسان برای اظهار هویت، مباهات، وفاداری و مالکیت همواره از نمادها استفاده نموده است. قدرت نمادها اسرارآمیز است؛ یک شکل ساده می تواند خاطره ای را به یاد آورد و احساسی را برانگیزد.

قدمت رقابت برای تمایز به بیرق های جنگ های قرون وسطی بر می گردد. زیمنس (Siemens)، یکی از قدیمی ترین و بزرگترین شرکت های الکتریکی جهان، می تواند به بیش از صد سال موفقیت طراحی کالا و محصولاتش افتخار کند. این گذشته افتخارآمیز به روشنی اهمیت طراحی را در مهندسی الکترونیک نشان می دهد. زیمنس جایگاه رهبری را سال ها حفظ نمود و طراحی، حامی این برتری بود. به مرور زیمنس محصولات خانگی را به صورت مشترک با بوش (Bosch) عرضه کرد و در سال ۲۰۰۵ خطوط تولید تلفن موبایل را به رقیب تایوانی؛ بن کیو (BenQ) فروخت. هم اکنون زیمنس تنها بر راه حل های تجاری (محصولات تجاری) تمرکز می کند. با این حال زیمنس تصویر چند بعدی خود را نیز حفظ می کند.

طراحی و هویت برند

طراحی و هویت برند دو روی یک سکه اند. برندها با مغز و قلب حرف می زنند و از طرفی هویت برند ملموس بوده و حواس پنجگانه را به خود جذب می کند، برند را حمایت و آشکار می نماید و کوتاهترین و سریع ترین شکل ارتباطات است؛ می توانید آنرا ببینید؛ لمس کنید، و بشنوید. هویت برند با یک نام و علامت آغاز می شود. از کارت تجاری (Business Cards) گرفته تا سایت ها و مبارزات تبلیغاتی، به کارگیری هویت برندها موجب ایجاد آگاهی و رونق تجارت می گردد.

داستان مشابهی را در فیلیپس (Philips) می توان مشاهده کرد. در آغاز ۱۹۹۱، استفانو مارزانو، مدیر عامل و مسئول طرح فیلیپس، بر اساس ایده ای ساده امّا چالشی، نقش جدیدی برای طراحی ارائه کرد و این ایده به شکل طرحی متعالی درآمد. بر طبق اصول متعالی طراحی، طراحی ماهیتی بین رشته ای داشته و ریشه در دانش های متنوع و مکمل – از علوم انسانی و تکنولوژی گرفته تا زیباشناسی و علوم ارتباطی – دارد.

جنبه مهم طراحی متعالی، توانایی آن در تمرکز بر ارزش ها و نیازهای در حال ظهور مردم است. در دهه های گذشته، فیلیپس یک تیم چند فرهنگی از محققان (شامل قوم نگار، انسان شناسان فرهنگی و جامعه شناسان) را ایجاد نمود.

طراحی و هویت برند یعنی اشتیاق، احساسات عمیق و تعهد وافر. برای تعدادی از شرکت ها طراحی به یک وسواس فکری و دغدغه همیشگی تبدیل شده است. در سال ۱۹۹۹، مجله بین المللی طراحی فهرستی از چهل شرکت را که بیشتر از سایرین طراحی گرا بودند منتشر نمود. آنگاه در سال ۲۰۰۵ نایکی (Nike) در ردیف اول قرار داشت. همچنین شرکت هایی مانند کاترپیلار (Caterpillar)، فدرال اکسپرس (Federal express)، بلومبرگ (Bloomberg) نیز در آن فهرست بودند.

طراحی بسیار وسیع تر از زیبایی کالا یا خدمت است. مشارکت مشتریان و کارکنان برای لحاظ کردن جنبه های گوناگون طراحی محصولات ضروری است.

ارزیابی طراحی

عرصه ای که طراحی بیشترین اهمیت را در آن دارد و کمترین توجه به آن می شود، فرآیند ایجاد سیستم های بنیادین شرکت ها است. سیستم ها معمولاً هنگامی ایجاد می گردند که مشکلی پیش آید. مشکلاتی مانند خدمات مشتری، نگهداری و حفظ مشتری، و نظارت بر فعالیت های حمل و نقل، تولید و حتی بازاریابی.  سیستم ها باید، ساده و بدون داشتن هر گونه بخش زایدی باشند.

برای ارزیابی هر طراحی، یک آزمایش تورنسل را می توان به راحتی در هر شرکتی به کار برد؛ آیا طراحی تان ساده، واضح، جذاب و زیبا است؟ اگر مشتریان شما این ادعاها را تأیید نمودند، شانس پیروزی در رقابت را دارید. با تمایز، شانس ایجاد ارتباط احساسی و ترجیح مشتری را به دست می آورید.