بست بای – BEST BUY

برندشناسی بست بای

برندشناسی برند بست بای – BEST BUY

بست بای به عنوان یک زنجیره خرده فروشی کوچک و محلی در سال ۱۹۶۶ در مینه سوتا آغاز به کار کرد. با این حال ، در سال ۱۹۸۳ بود که بست بای اولین فروشگاه خود را افتتاح و شروع به توسعه و تبدیل شدن به یک بازیگر ملی کرد. تا سال ۲۰۱۰ ، شرکت که هنوز هم در ایالت مینه سوتا مستقر بود ، به بیش از یک هزار فروشگاه ، حدود ۲۰ درصد از بازار ایالات متحده در خرده فروشی لوازم الکترونیکی مصرفی افزایش یافته بود و در چین و اروپا شعبه داشت. در طول راه یک رقیب عمده ، سیر کت سی تی ، از رقابت خارج شد.

بست بای همیشه ارزشی ارائه داده است که از مقیاس یک خرده فروشی بزرگ بودن همراه با توزیع انباری نشأت گرفته است. با این حال ، این همیشه یک احساس برای مشتریان نیز داشت ؛ سعی در کاهش استرس و ناکامی مشتریان در برخورد با تصمیمات و محصولات نسبتاً پیچیده. در سال ۱۹۸۹ سیاستی برای حذف حق کمیسیون فروش بسیاری از موارد ارتباط با مشتری که در فروشگاههای مشابه نیز عادی بودند به تصویب رسید. فروشنده ، یک مشاور بود و مشتری استرس کمتری احساس می کرد برای خرید و در ارتباط بودن با کسی که ممکن است مناسب نبوده باشد. این عملی شجاعانه است ، زیرا تأمین کنندگان می توانستند تمرد کنند. آن ها از ساختار کمیسیون به عنوان اهرمی برای هدف قرار دادن کالایی که می خواستند فروش برود ، چه به دلیل یک حاشیه سود بالا یا طراحی منسوخ ، استفاده می کردند. ساختار کمیسیون بخش مهمی از بازاریابی آن ها بود. بست بای به حفظ تأمین کنندگان پایان داد و به صورت اساسی تجربه خرید را تغییر داد. سال های بعد ، در سال ۲۰۰۵ ، بست بای تخفیف های ایمیلی را حذف کرد ، تغییر دیگری که در نهایت زندگی مشتری را آسان تر کرد اما دوباره مخل فعالیت های ترفیعی تأمین کنندگان شد.

پس از عواقب بحران حباب فناوری بالای سال ۲۰۰۰ ، همراه با حادثه یازده سپتامبر ، محیط بازار بسیار آشفته شد. علاوه بر این ، وال مارت و آمازون و همچنین کوستکو و دل به عنوان تهدیدات بزرگی ظهور کرده بودند ؛ زیرا همه آن ها با مزایایی قابل توجه به فضای دستگاه های الکترونیکی مصرف کنندگان وارد شده بودند. پس چگونه بست بای می توانست با چنین شرکت هایی که در صحنه های مجازی در عمل رقبا را در کتاب ها ، موسیقی ، فیلم و اسباب بازی از بین برده بودند ، رقابت کند ؟

تغییرات مشتریان ، روندها و رقبا برای ایجاد یک زیر طبقه جدید ، شامل فروش خدمات به جای محصولات یا علاوه بر محصولات بود. ویژگی های اضافی بسیاری وجود دارند که به پیچیدگی بیش از حد و نا امیدی کلی در هنگام نصب و راه اندازی محصولات در خانه یا دفتر کار کمک می کنند ، به ویزه هنگامی که ان ها انتظار داشتند تا با محصولات دیگری کار کنند. هدف بست بای ارائه خدمات جانبی خرید و نصب تجهیزاتی است که می تواند موجب کاهش زمان و جلوگیری از تصمیم گیری های اشتباه و استرس شود. سنگ بنای این استراتژی ها گیک اسکواد و برنامه های مشتری محوری مانند توالپفورس بود.

وقتی که بست بای در سال ۲۰۰۲ ، گیک اسکواد را خریداری کرد ، آن به کار راه اندازی و نصب و تعمیر کامپیوتر مشغول بود. گیک اسکواد توسط رابرت استفنز تأسیس شد ، او مانند بیل گیتس مؤسس مایکروسافت یک فرد ترک تحصیل کرده از دانشگاه با ۲۰۰ دلار پول و یک دوچرخه بود. شرکت ، کوچک و محلی بود ، اما اعتباری با ارائه محصول با قیمت ثابت و ارائه خدمت به چند مشتری بزرگ ، ایجاد کرده بودند و استفانز نیز فردی با استعداد بود. انتظار آن ها ارائه خدمتی برای برآوردن نیاز برآورده نشده بخش مرفه ، نصب و تعمیر محصولات کامپیوتری بود. وی هسته ای متشکل از افراد ، یک برند ، شخصیت و آرم فراهم کرد که متناسب با تلاش بست بای برای مرتبط کردن برندش با شوخی و سرگرمی بود. به علت اینکه بیشتر محصولات بست بای در مورد سرگرمی بودند ، به نظر دور کردن برند از دل مشغولی های جدی با عملکرد و قیمتی که در فروشگاهها در آن سبک غالب بود ، ایده خوبی بود.

گیک اسکواد یک خانواده کامل از شخصیت های به ظاهر طنز توسعه داد. نمایندگان خاصی وجود داشتند که به خانه می رفتند ، مأمورانی که در فروشگاهها خدمات می دادند ، افرادی که هر دو وظیفه را داشتند و عواملی در شرکت که به صورت تلفنی کمک می کردند. آن ها کیف هایی با گرافیک رنگارنگ گیک اسکواد داشتند. استفانز یک بار گیک اسکواد را به عنوان « یک کتاب طنز زندگی » توصیف نمود. آن ها لباس های متحد الشکلی داشتند که امکانات زیادی داشت ، با گیره ای بر روی کراوات ، شلوار سیاه و جوراب سفید. با گذشت زمان آن ها مجموعه خود را به خانه تئاتر ، خدمات نصب خودرو ، آی پاد و پخش کننده MP3 گسترش دادند. در حال حاضر یک وب سایت ، روشی برای پیگیری پیشرفت سفارشات بر روی اینترنت ، مسیری برای اولویت خدمات ، یک وبلاگ و یک شراکت با شوی تلویزیونی و هوس اسمارت وجود دارد.

گیک اسکواد ، یک ستاد فناوری اطلاعات برای افراد ، یک مشاور قابل اعتماد و یک عامل تعیین کننده انتخاب فروشگاه شد. سیر کیت سیتی در سال ۲۰۰۵ تلاش کرد تا آن را با فایرداگ خود کپی کند ، اما خیلی ضعیف بود و در ماهیت و برند بیش از حد دیر بود. وال مارت طرحی را برای ارائه خدمات مشابه از طریق برون سپاری اعلام کرد ، اما آن مسیر محدودیت های قابل توجهی داشت. گیک اسکواد در سال ۲۰۱۰ بیش از بیست هزار نفر داشت ؛ یعنی حدود ۱۳ درصد از کل کارکنان بست بای که کسب و کاری بسیار سودآور با رشدی سریع داشت.

عنصر دیگر برای حمایت از خدمات ، به نام ” مشتری مداری ” . بر این اساس بود که بهترین مشتریان باید شناخته شده و تجربه خرید برای آن ها در مقایسه با مشتریان متوسط ، در خور و مناسب باشد. نمونه های اولیه مجموعه های مشتریان اولیه ممکن است علاقمندان به فناوری پیشرفته و مرفه ، مادران شهر نشین پر مشغله ، جوانان ، افراد علاقمند به بازی کامپیوتری ، خانواده مردان آگاه به قیمت و صاحب کسب و کار کوچک باشند. یک فروشگاه ممکن است مختص یک یا تعداد کمی از این بخش ها شود و این طرح ها ، بر ویژگی های فروشگاه و نوع و آموزش افراد تأثیر گذار هستند. به طور خاص ، فروشگاههایی که به دنبال مادران شهری پر مشغله رفتند ، دستیاران شخصی خریدی داشتند که راهنمایی ، توصیه ، کمک به معامله و بار زدن تجهیزات در وسایل نقلیه را انجام می دادند. فروشگاه های با مشتریان جوان علاقمند به بازی ، بازی هایی خوب و فضایی برای آزمایش بازی داشتند.

هنوز هم ابتکار عمل دیگری وجود دارد که به موجب آنها صدها نفر از کارکنان با مشتریان از طریق توییتر ارتباط برقرار می کنند. آن ها می توانند به صورت آنلاین ، به سؤالات مربوط به خدمات یا نرم افزار پاسخ دهند. نوشته ها جمع آوری شده و در دسترس مشتریان علاقمند به موضوعات خاص در وب سایت بست بای قرار می گیرند. توالپفورس این واقعیت را که بست بای پرسنل آگاهی دهنده دارد ، تقویت می کند که به شما برای خرید بهتر و تجربه استفاده کمک خواهند کرد و یک بستر اطلاعاتی مفید فراهم می کنند.

در سال ۲۰۰۹ ، بست بای بر روی یک برنامه که به طور بالقوه می توانست زیر طبقه جدیدی ایجاد کند کار می کرد ، فروشگاه هایی که رهبری بازیافت الکترونیک را گرفته اند و نگران محیط زیست هستند. مدیریت آن فهمید که افزایش پایداری و ارزش های اجتماعی یک فرصت کسب و کار است. بست بای تلاش های بازیافت کمی را از سال ۲۰۰۱ تجربه کرده بود ، اما در ماه مارس ۲۰۰۹ ، برنامه ای ارائه دادند که در نهایت به عنوان برند سبزتر شناخته شدند ، اینکه با هم تقریباً هر چیز الکترونیکی را بدون هیچ هزینه ای جمع آوری نماییم. تلویزیون ، کامپیوتر و مانیتورها نیاز به ۱۰ دلار هزینه بازیافت داشتند که با یک کارت تخفیف ۱۰ دلاری هزینه صفر می شد. بر خلاف گیک اسکواد ، این تلاش پولی در بر نخواهد داشت ، اما خدماتی برای مشتریان فراهم می کند و ادعای داشتن یک رابطه دائمی با مشتریان را تأیید می کند. این همچنین باعث می شود که مشتریان از فروشگاه بازدید داشته باشند که بخش مهمی از بازاریابی فروشگاه بود. از همه مهم تر ، این به برند کمک می کند. این کار باعث می شود بست بای به عنوان یک رهبر سبز در میان حساسیت و پایداری زیست محیطی معرفی شود و در نتیجه برای بسیاری پایه ی دیگری برای یک رابطه فراهم می کند. مردم مایلند تا معاملات خود را با شرکت های محترم و تحسین شده انجام دهند.

این امکان وجود دارد که تلاش های بازیافت در نهایت به ارائه محصولاتی مانند پانل های خورشیدی و آسیاب های بادی منجر شود. اعتبار در فضای انرزی همچنین می تواند به محصولاتی منجر شود که توسط ان ها مصرف انرزی می تواند با استفاده از یک سیستم کامپیوتری خانگی نظارت و کنترل شود. بست بای اکنون در حال فروش موتور سیکلت الکترونیکی است که شاید آخرین مدل موتور کم مصرف باشد.

بست بای در حال حرکت به سمت ارائه خدماتی است که شامل چند ویژگی می شوند. اول ، یک نیاز برآورده نشده آشکار وجود داشته باشد. اما دانستن اینکه مشتریان به طور باور نکردنی از نصب و استفاده از لوازم الکترونیکی خسته شده اند و حتی بیشتر خسته می شوند. هنگامی که نیاز باشد اجزا با همدیگر کار کنند ، بصیرت زیادی نیاز نداشت. تحقیقات مشتری ، به صورت کمی نیاز های برآورده نشده را مشخص و باعث آشکار شدن آن ها شد. دوم ، برنامه بازیافت تحت تأثیر گرایش عمده به سوی سبز بودن و میل به تعمیق ارتباط برند و مشتری از انتخاب یک محصول تا بازیافت آن پس از پایان عمرش انجام گرفت. سوم ، تصوری وجود داشت که رقبای نیرومند و توانا در قیمت گذاری تهاجمی در حال حرکت به فضای بست بای هستند. تمایز جدیدی که بتواند رقبا را غیر مرتبط نماید ، مورد نیاز بود. رابطه مشورتی با مشتریان ، گیک اسکواد و برنامه های بازیافت این کار را انجام دادند. در نهایت ، بست بای انگیزه داشت تا ارتباط با مشتریان خود را به یک سطح جدید برساند و آن ها متعهد به سرمایه گذاری در فروشگاه ها افراد و فرآیندها شدند تا این اتفاق رخ دهد.

0/5 (0 Reviews)