مسایل اخلاقی در روابط مبادله مصرف کننده

رفتار مصرف کننده مسایل اخلاقی

مسایل اخلاقی در روابط مبادله مصرف کننده

در مبادلات ، اعتماد بین خریدار و فروشنده عاملی فوق العاده مهم به شمار می آید. یکی از عوامل مؤثر بر پیوند های اعتماد ، سلوک اخلاقی خریدار و فروشنده است. علم اخلاق مطالعه احکام هنجاری در رابطه با این که چه چیزی از لحاظ هنجاری درست یا نادرست ، خوب یا بد می باشد ، است. احکام در مورد این که چه مواردی از لحاظ هنجاری درست یا نادرست می باشد بر مبنای معیارهایی پایه ریزی شده اند :

۱) با ضرر ها و منافع جدی انسانی سر و کار دارند

۲) ممکن است توسط نیروهای آمرانه قدرت کنار گذاشته و یا حفظ شوند

۳) کنار گذاشتن منافع شخصی

۴) مبنی بر ملاحظات بی غرض باشند.

قضاوت های اخلاقی غالباً بین نفع شخصی خود انسان و یک معیار رفتاری تعارض ایجاد می کنند. بنابراین جراحان پلاستیک قبل از این که نفع خود را بخواهند ملزم به در نظر گرفتن نفع مشتری شان می باشند. هنگام اتخاذ تصمیمی که ممکن است پیامد های اخلاقی داشته باشد ، شخص باید ملاحظات بی غرضانه را در تصمیم گیری دخالت دهد. چنین تصمیمی باید براساس رهنمود های اخلاقی باشد نه بر اساس این که به چه کسی در اثر این عمل کمک می شود و یا چه کسی از این بایت زیان می بیند.

مشکلاتی که جراحان پلاستیک در روابطشان با بیماران دارند یک معمای اخلاقی را نشان می دهد. معمای اخلاقی به عنوان ” تصمیمی که نیازمند موازنه برای پایین آوردن ارزش های شخصی به منظور افزایش منافع فردی یا سازمانی در مبادله می باشد” تعریف می شود. بنابراین هر گاه مصرف کنندگان درگیر روابط مبادله می شوند احتمالاً اصول اخلاقی مطرح می گردد.

مؤلفه های زیر عموماً در مبادله اخلاقی یافت می شوند :

  1. هر دو طرف ، ماهیت کامل توافقی را که در صدد انجامش هستند ، می شناسند.
  2. طرفین مبادله عمداً اطلاعات غلط را ارائه نمی دهند و یا اطلاعات را حذف نمی کنند.
  3. هیچ یک از دو طرف مبادله به طور نامشروع طرف مقابل را تحت تأثیر قرار نمی دهند.

اغلب مباحث اخلاقی با بازاریابی صنعتی و مصرفی سر و کار داشته و معمولاً بر اعمال شرکت و حوزه های تبلیغات گمراه کننده ، فروش محصولاتی که از عهده ادعایی که در موردشان می شود بر نمی آیند ، تولید محصولات نامطمئن ، اعمال نادرست ( مثلاً رشوه ) ، آشکار نساختن اطلاعات مهم مربوط به محصول ( مثلاً نگفتن این که قبلاً از محصول استفاده شده ) تأکید دارند. به علاوه مصرف کنندگان نیز موظفند که در مبادلاتشان با شرکت ها و دیگر مصرف کنندگان اصول اخلاقی را رعایت کنند. بنابراین اگر فردی آشنا بخواهد اتومبیل یا ماشین چمن زنی کارکرده شما را بخرد شما از نظر اخلاقی وظیفه دارید که فرد را از مشکلات ایمنی آن آگاه کنید ، شخص را وادار به خرید نکنید و همچنین به خریدار در مورد این که دستگاه شما چگونه کار می کند اطلاعات غلط ندهید.

مصرف کنندگان همچنین باید در معاملات با مؤسسات اقتصادی اصول اخلاقی را در نظر داشته باشند. برای نمونه وقتی خریدار جنس را به فروشنده بر می گرداند یک وظیفه ی اخلاقی دارد که آن را در شرایط رضایت بخش تحویل دهد ، ضمناً آنان وظیفه دارند که فروشنده را با دلایل دروغ گمراه نکنند تا محصول را پس بگیرد. مثلاً آیا از لحاظ اخلاقی درست است که لباس را خریده آن را در یک فرصت خاص بپوشیم و سپس آن را بر گردانیم و به سادگی ادعا کنیم که اندازه اش درست نبوده است ؟ همین طور مصرف کنندگان باید از عمل غیر اخلاقی موج سواری اجتناب کنند ؛ موج سواری زمانی اتفاق می افتد که شخص معینی را ، مثلاً اطلاعات از شرکتی به دست آورد ولی بعداً از برگرداندن اطلاعات خودداری کند.

مثلاً ممکن است شخصی به یک مغازه خدمات دوربین مراجعه کند تا اطلاعاتی در مورد محصولی به دست آورد و محصول رضایت بخش را شناسایی کند. اگر شخص ، اطلاعات مربوط به محصول را از پرسنل فروش به دست آورد و سپس از این اطلاعات در خرید از یک مغازه دیگری که اجناس را با شرایط ارائه می دهد استفاده کند ( مغازه ای که چنین خدماتی ارائه نمی دهد ) مشتری در چنین موردی مرتکب یک عمل غیر اخلاقی شده ، زیرا وی اصلاً قصد خرید نداشته است. در اینجا به خرده فروش ضرر وارد می شود زیرا مصرف کننده منابع خدماتی و اطلاعاتی را بی هیچ قصد خریدی دریافت کرده است.

یک رابطه متقابل بین مصرف کنندگان و مؤسسات اقتصادی وجود دارد. وقتی تعداد قابل توجهی از مصرف کنندگان به طور غیر اخلاقی عمل کنند شرکت ها نیز مجبور به واکنش به روش مشابه می شوند. اگر تعداد بی شماری از مصرف کنندگان مبادرت به موج سواری کنند ضرر به معنای واقعی کلمه ایجاد می شود زیرا مغازه های کاملاً خدماتی کوچک یا تعطیل می شوند یا تبدیل به مغازه هایی می شوند که با شرایط کالا را ارئه می دهند. در نتیجه مصرف کنندگان یک منبع اطلاعاتی بازار را از دست می دهند. همین طور اگر تعداد قابل توجهی از مشتریان ، از امتیاز پس دادن کالا سوءاستفاده کنند ، شرکت ها مجبور خواهند شد به خط مشی ” پس از فروش پس گرفته نمی شود ” روی آورند. رفتار اخلاقی یک خیابان دو طرفه می باشد : مصرف کنندگان حق دارند از مؤسسات اقتصادی انتظار رفتار به شیوه اخلاقی داشته باشند و مؤسسات اقتصادی نیز حق دارند که از مصرف کنندگان انتظار رعایت اصول اخلاقی را داشته باشند.

در شرکت ها ایجاد فرهنگی که بر ارزش های اصلی اخلاقی تأکید دارد حیاتی است. محققان چهار قانون را معرفی کرده اند که لازم است مدیران و مصرف کنندگان برای اطمینان از اخلاقی بودن تصمیمشان از آنها پیروی کنند . هنگام تصمیم گیری ها با به یاد داشتن این قوانین یک شرکت می تواند فرهنگ اخلاقی ایجاد کند. اگر چه این قوانین ابتدا برای استفاده مدیران طراحی شد اما آنها از حیث تصمیم گیری اخلاقی برای مصرف کنندگان نیز مناسب می باشند. این چهار قانون برای اتصال تصمیم گیری مدیریتی و مصرف کننده به صورت زیر بازنویسی شده اند.

  1. قانون طلایی : به شیوه ای عمل کنید که انتظار دارید دیگران نسبت به شما آن گونه عمل کنند.
  2. اخلاق حرفه ای : فقط اقدام به انجام کارهایی که توسط گروه برگزیده ثابتی از همکاران ، مناسب در نظر گرفته می شود ، بنمایید.
  3. دستور مطلق کانت : به گونه ای عمل کنید که عمل انجام شده تحت شرایط خاص قانون عمومی رفتار برای همگان در همان شرایط باشد.
  4. تست تلویزیون : همیشه از خود سؤال کنید ” آیا توضیح این مطلب برای همگان در تلویزیون برایم راحت خواهد بود ؟ “.
0/5 (0 Reviews)