تاریخ مد

تاریخ مد

تاریخ مد

ظهور مد و تاریخ مد با رشد جوامع صنعتی بی ارتباط نیست. اساساً مد در جامعه ی مصرفی رشد کرده است. درباره ی تاریخ مد ، سخنهای زیادی هست. برخی سابقه ی مد را از قرن پانزدهم می دانند . برخی آن را نتیجه ی جهان معاصر می دانند . گاه مد ، موضوع توجه نیست ، بلکه کارکرد مد اهمیت پیدا می کند ؛ به همین دلیل کارکرد مد این است که از نظر سنتی انگیزه ای برای رشد اقتصادی نظامهای سرمایه داری است. مایلز به اقدام لوئیس ناپلئون اشاره می کند که به بازگشایی دو نمایشگاه بزرگ در سال ۱۸۵۱ و ۱۸۵۵ کمک کرده است. ناپلئون نظر داشت تا با این کار اقتصاد فرانسه را از نظر رشد تکنولوژیکی به تماشا بگذارد.

مد و جوامع

اگر چه مد ، تنها در جوامع ثروتمند اتفاق نمی افتد ، از نظر زیمل تحول و تغییر در جامعه ، زمانی شروع می شود که پول همچون یک جریان و عمل اجتماعی در روابط و معاملات بین افراد اهمیت یابد. از زمان توجه به مد است که مردم تلاش می کنند تا عقاید و ایده های خود را با دیگران در بسیاری از لوازم زندگی تطبیق دهند. به مرور زمان ، افراد و طبقات مختلف جامعه تلاش کردند تا در خانه ی خود و اسباب ضروری آن و استفاده از موسیقی و در لباس خود تغییر ایجاد کنند. این تغییر ، به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم بیشتر توسعه یافته است. این پدیده نقشی اساسی در توسعه ی اقتصاد اروپا و آمریکا ، به ویژه بعد از سالهای رکود زمان جنگ ایفا کرد. مایلز این تغییر را چنین توصیف می کند : تاریخ اولیه ی بازاریابی دقیقاً مربوط به تفکیک گروههای مصرف کننده در طبقات اجتماعی – اقتصادی بود تا از این راه ، فروش محصولات بتواند گروه خاصی را به طور دقیق نشانه رود ؛ به هر حال بازاریابی مدرن ، از تعریف گروه بندی اقتصادی به کشف انواع شیوه های زندگی و علاقه ها و سلیقه ها تغییر کرده است. این یک تغییر اساسی بود ؛ زیرا تلاش می کرد که بخشهای بازار را نه از دیدگاهی عینی ، بلکه از دیدگاههای مصرف کننده تعریف کند. این دیدگاه مصرف کننده را قربانی بی اراده ی بلای خانمان سوز منفعت طلبی نمی دید ؛ بلکه به دیده ای شرقی همانند یک قدرت تصمیم گیرند ه ی اساسی و پیش بینی ناپذیر در انتخاب و استفاده از کالاهای فرهنگی نگاه می کرد.

مقالات پیشنهادی

بازاریابی مد چیست ؟

چهار عامل اصلی رشد مد

مینچینتون چهار عامل اصلی رشد مد را در جنگ جهانی دوم در بریتانیا بر می شمارد : ۱) رشد درآمد افراد و در پی آن ، شکل گیری جامعه ی مرفهی که به مد و سبکهای مختلف زندگی توجه می کرد ؛ ۲) کوچک شدن اندازه و تعداد خانواده ها که به مردم امکان می داد تا به درآمدهایی اضافی دست پیدا کنند که می توانست در برخی از مواقع به ابعاد مصرف گرایی و سرانجام سرمایه گذاری آنها منتهی شود ؛ ۳) افزایش آگهی و تبلیغات و شکل منطقی دادن به صنعت تبلیغات. از این زمان به بعد ، به تدریج تبلیغات تخصصی تر و ویژه ی گروههای مختلف افراد شد ؛

برای مثال گروههای سنی بین ۱۶-۲۶ سال نیز از مد خاصی تبعیت می کردند ( این سن ، سن بلوغ تا جوانی است و بیشترین گرایش به مد در این سالها انجام می شود) ؛ ۴) از زمانی که بازار و خرید کالاها شروع به توسعه کرد و به منزله ی یک صنعت در بازار مطرح شد و مجله های تبلیغی که پست می آورد ، افزایش یافت و رضایت خانواده و امکان خرید تعداد زیادی از کالاها فراهم شد ؛ به تدریج بسیاری از کالاها به خانه های مردم راه یافت.

به طور خلاصه ، رشد درآمد خانواده ها ، کوچک شدن جمعیت خانواده ، تبلیغ و بازار فروش ، عوامل توسعه و ایجاد انگیزه ی تبعیت از مد در کشور های اروپایی از عوامل مهم توسعه ی مد شمرده می شوند.

مد بعد از جنگ جهانی دوم

آنچه بعد از جنگ جهانی دوم اهمیت پیدا کرد ، نفوذ و توسعه ی بازار مد برای جوانان بود. در زمانی که تولید و مصرف به صورت انبوه انجام می شد و با توسعه ی ایده ی فوردیسم ، گروههای جدید جوانی رشد کردند که سعی می کردند تا در خرید خود حق انتخاب و نظر داشته باشند ، تبلیغات جای خود را برای همه نوع کالا در ذهن مصرف کننده باز کرده بود ، از پودر صابونهای نامرغوب گرفته تا اتومبیل و نوشیدنی وسیگار و پوشاک و لوازم آشپزخانه. همه به نوعی با تشویق تبلیغات به فروش می رسیدند. مصرف کننده ی این محصولات ، در درجه ی نخست پسران و دختران جوانی بودند که با پدر و مادر خود زندگی می کردند ، اما خود آنها صاحب شغل بوند و دستمزد خوبی نیز دریافت می کردند. اینها گروههای متنوع مصرف کننده را تشکیل می دادند. در مرحله ی دوم ، اغلب زنان بودند که مصرف کننده های کالاهای جدید بودند.

باکاک از موسیقی پاپ مثالی می زند که درست بعد از پایان جنگ جهانی دوم به شکل موسیقی عامه پسند و به صورت تخته های موسیقی برای نواختن پیانوی منزل یا به صورت صفحه های شکستنی ۷۸ دور در دقیقه خریداری می شد. در موسیقی ظبط شده ، صفحه های نشکن ۴۵ دور در دقیقه ، جایگزین صفحه های شکستنی قبلی می شد و در میان جوانان نیز گیتار جای پیانو را گرفت. شکلهای جدید موسیقی عامه پسند برای جوانان طبقه ی کارگری بود که از آموزش رسمی اندکی بهره مند بودند. سبک پوشاک در میان سالهای دهه ی پنجاه در میان جوانان طبقات مختلف ، متفاوت بود. رسانه های تبلیغاتی و بازار انبوه به طور عمد طبقه ی کارگر را هدف گرفته بودند. در متن اجتماعی بعد از جنگ جهانی که ظاهراً تا دهه ی ۱۹۵۰ طول کشید ، انتخاب فردی مهم شد و صنعت مد به تدریج پاسخ گوی مناسبی برای این کار بود. از این به بعد ، فرهنگ مصرف کننده شکل گرفت و فرد گرایی و تفاوتها اهمیت پیدا کردند.

دارک ( ۱۹۹۱ ) به برخی از استانداردهای زندگی اشاره کرده است که به طبقه ی کارگر اجازه می داد تا درگیر جهان مد و مصرف مد شود و از بین راه ، تغییرهایی اساسی در زندگی و شیوه ی زندگی آنها به وجود آورد.

بعدها رشد واردات ارزان قیمت از کشورهایی ، مثل تایوان و کره و توسعه ی بازارهای بین المللی که بیشتر پولشان را برای تبلیغات مصرف می کردند ، باعث شد که مد یک پدیده ی جهانی معرفی شود ، تا جایی که تا دهه ی ۱۹۸۰ به تدریج به کشور های دیگر جهان نیز منتقل شد.