حافظه و رفتار مصرف کننده

رفتار مصرف کننده حافظه

حافظه و رفتار مصرف کننده

حافظه دارای سه مرحله است: رمز گردانی ، اندوزش ، و بازیابی. رمزگردانی به تبدیل اطلاعات به نوعی رمز یا بازنمایی قابل قبول برای حافظه اطلاق می شود ، اندوزش عبارت است از نگهداری اطلاعات رمزگردانی شده ؛ و بازیابی فرایندی است که از طریق آن اطلاعات از حافظه فراخوانده می شود. بسته به اینکه مطالب برای چند ثانیه ( حافظه ی فعال ). مورد نظر باشد یا برای مدتی طولانی تر ( حافظه ی دراز مدت ) ، شیوه ی کار این مراحل سه گانه متفاوت است. به علاوه به نظر می رسد در اندوزش اطلاعات که بخشی از حافظه ی آشکار است ، و اندوزش مهارتها که بخشی از حافظه ی ناآشکار است ، نظامهای متفاوت حافظه ی دراز مدت دست اندر کار باشد.

حافظه فعال

در حال حاضر شواهد زیست شناختی فزاینده ای برای این تمایزها وجود دارد. بررسیهای جدید درباره ی حافظه ی دراز مدت از طریق عکسبرداری از مغز نشان می دهد که در جریان رمز گردانی عمدتاً نواحی نیمکره چپ مغز ، و در بازیابی بیشتر نیمکره راست فعال می شوند. شواهد به دست آمده از پژوهش با حیوانات و نیز آسیب دیدگان مغزی نشان می دهد که احتمالاً در مغز نواحی متفاوتی مسئول حافظه ی فعال و حافظه ی دراز مدت هستند. به ویژه ، در انسان و سایر پستانداران ، آسیب به دستگاه هیپوکامپ ، عملکرد در حافظه ی دراز مدت را مختل می کند ، ولی اثری در تکالیف حافظه ی فعال ندارد.

در حافظه ی فعال ، اطلاعات معمولاً به شکل شنیداری رمز گردانی می شود. هر چند ممکن است از رمزهای دیگری مانند رمز دیداری نیز استفاده شود. جالبترین واقعیت درباره ی حافظه ی فعال این است که گنجایش آن محدود به ۷ به اضافه و منفی ۲ ماده یا قطعه است. با اینکه تعداد قطعه هایی که انسان می تواند به خاطر بسپارد محدود است ، اما با استفاده از اطلاعات موجود در حافظه ی دراز مدت می توان مطالب ورودی را مجددا ً به صورت واحدهای معنادار بزرگتر رمز گردانی کرد و از این طریق اندازه ی قطعه ها را افزایش داد. اطلاعاتی که به حافظه ی فعال وارد می شود ممکن است زوال یابد ، یا فراموش شود. یکی از علل این فراموشی محو شدن اطلاعات از حافظه براثر گذشت زمان است ، علت دیگر ، جایگزین شدن مطالب جدید به جای مطالب قدیمی است.

پا به پای افزایش مقدار مطالب در حافظه ی فعال ، بازیابی کندتر صورت می گیرد. برخی محققان این کندشدن بازیابی را ناشی از فرایند پیگردی می دانند که در بازیابی ضرورت دارد ، حال آنکه گروهی دیگر آن را براساس فرایند فعال سازی تفسیر می کنند.

حافظه ی فعال در حل مسائل گوناگونی از قبیل حساب ذهنی ، قیاسهای هندسی و پاسخ به پرسشهای کتابهای درسی به کار می رود اما به نظر نمی رسد که در فهم جمله های ساده دخالتی داشته باشد. حافظه ی فعال احتمالاً در نقش انباره ی موقت برای حافظه ی دائمی عمل می کند ، به این معنا که اطلاعات در طی روزمرگی آن در حافظه ی دراز مدت ، در حافظه ی فعال می ماند.

رمز گردانی اطلاعات در حافظه بلند مدت

 اطلاعات در حافظه ی دراز مدت معمولاً بر حسب معنا رمزگردانی می شود. اگر ماده هایی که باید یادآوری شود معنادار باشد اما روابط بین انها معنادار نباشد ، با افزودن روابط معناداری که در نقش مسیرهای بازیابی عمل کنند ، می توان حافظه را بهبود بخشید. هر چه بسط معنایی بیشتر باشد  عملکرد حافظه بهتر خواهد بود.

در بسیاری از موارد ، فراموشی اندوخته های حافظه ای دراز مدت ناشی از نارسایی بازیابی است. ( اطلاعات وجود دارد اما دست نیافتنی است). نارسایی بازیابی احتمالاً در مواردی بیشتر است که بین ماده های مختلفی که نشانه ی بازیابی یکسان دارند تداخل شود. این اثرات تداخلی نشان می دهد که بازیابی از حافظه ی دراز مدت ممکن است از طریق فرایند پیگرد متوالی حاصل شود یا از فرایند فعال سازی گسترنده.

بخشی از فراموشی اندوخته های حافظه ی دراز مدت به خاطر زوال مطالب از انباره ی حافظه است. به ویژه در مواردی که نارساییهایی در فرایندهای تحکیم خاطرات جدید وجود داشته باشد. هیپوکامپ ( دم اسب ) و قشر مخ مجاورش ، مرکز زیست شناختی تحکیم شناخته می شود. تحقیقات جدید نشان می دهد که کامل شدن تحکیم ، چند هفته وقت می گیرد.

هر چه در حین رمزگردانی سازماندهی مطالب بیشتر ؛ و هر چه شباهت بافت و زمینه ی بازیابی از حافظه ی دراز مدت کمتر می شود ، فرایندهای بازیابی را عوامل هیجانی نیز می تواند مختل سازد. در بعضی موارد ، افکار اضطراب آمیز یا بازیابی خاطره ی مورد نظر فعالانه بازداری می شود ( فرضیه سرکوبی ) . در مواردی نیز هیجان می تواند حافظه را تقویت کند که حافظه ی روشن نمونه ای از آنهاست.

حافظه آشکار

حافظه ی آشکار نوعی حافظه است که در یادآوری یا بازشناسی نمودار می شود ، یعنی وقتی گذشته ها را آگاهانه به یاد می آوریم ، حافظه ی ناآشکار نوعی حافظه است که به صورت بهبود در برخی تکالیف ادارکی ، حرکتی یا شناختی خود را نشان می دهد. بی آنکه بتوان تجربه هایی را که به ان بهبود منجر شده ؛ آگاهانه به یاد آورد. در یادزدودگی ، حافظه ی آشکار و به ویژه یادآوری و بازشناسی اطلاعات لطمه می بیند. اما حافظه ی ناآشکار معمولاً دست نخورده می ماند. این امر نشان می دهد که احتمالاً حافظه ی آشکار و ناآشکار دارای نظامهای اندوزشی متفاوتی هستند.

پژوهشهایی با آزمودنیهای بهنجار نیز نشان می دهد که ممکن است حافظه های آشکار و ناآشکار دو نظام مجزا باشند. بیشتر این پژوهشها متکی به شاخصی از حافظه ی ناآشکار به نام اثر سرنخ دهی است ( مثلاً بررسی اینکه اشنایی قبلی با فهرستی از واژه ها تا چه اندازه بازسازی بعدی واژه های آن فهرست را براساس نخستین هجای هر واژه تسهیل می کند ). برخی بررسیها نشان می دهد که متغیر های مستقل مؤثر بر حافظه ی آشکار ( میزان بسط دهی در هنگام رمزگردانی ) اثری بر سرنخ دهی ندارد. در حالیکه بررسی های دیگری نشان داده که متغیری که بر حافظه ی نااشکار اثر دارد بر حافظه ی آشکار بی اثر است. بررسیهای همراه با عکسبرداری از مغز آزمودنیهای بهنجار گویای آن است که حافظه ی آشکار با افزایش فعالیت عصبی در برخی نواحی مهم مغز همراه است.

هر چند نمی توانیم گنجایش حافظه ی فعال را افزایش دهیم ، اما می توانیم به کمک طرحهای رمز گردانی مجدد بر اندازه ی هر قطعه ی حفظ کردنی بیفزاییم و از این راه فراخنای حافظه را افزایش دهیم. نگهداری دراز مدت اطلاعات را می توان هم در مرحله ی رمز گردانی و هم در مرحله ی بازیابی بهبود بخشید. یکی از راههای بهسازی رمزگردانی و بازیابی ، استفاده از تصویر سازی ذهنی است که براساس نظامهای یادیار از قبیل روش مکانی و روش واژه ی کلیدی است.

راههای دیگر بهسازی رمزگردانی ( و بازیابی بعدی ) بسط معنایی ماده ها و سازماند هی مطالب ( ترجیحاً از نوع سلسله مراتبی ) در خلال رمزگردانی است. بهترین راههای بهسازی بازیابی عبارتند از کوشش در بازآفرینی بافتی که رمزگردانی در آن صورت گرفته ، و تمرین بازیابی اطلاعات در حین یادگیری ، بیشتر این اصول بهسازی رمزگردانی و بازیابی در روش پس خبا ( PQRST ) منظور شده است که پنج مرحله ی آن عبارتند از پیش خوانی ( پ ) ، سؤال کردن ( س ) ، خواندن ( خ ) ، به خود پس دادن ( ب ) و آزمودن.

حفظ مطالب پیچیده مانند داستانها ، اغلب جنبه ی سازا دارد. آدمی با استفاده از اطلاعات عمومی خود ، خاطره ی داستان ها یا رویدادها را شاخ و برگ بیشتری می دهد. علاوه براین ، سازایی به صورت افزودن استنباطهای ساده به مطالب اصلی ، یا همخوان سازی مطالب اصلی با تصورهای قالبی و انواع دیگری از طرحواره ها ( بازنمایی ذهنی طبقاتی از افراد ، اشیاء ، رویدادها ، یا موقعیت ها ) نیز نمایان می شود.

0/5 (0 Reviews)