استعاره و مجاز مرسل یا کنایه

رفتار مصرف کننده استعاره

استعاره و مجاز مرسل یا کنایه

استعاره و مجاز مرسل یا کنایه ، دو واژه ی کلیدی در نشانه شناسی هستند و توارد ذهنی توسط این دو نیز می تواند به وجود آید.

استعاره

واژه ی یونانی metaphora از دو جزء meta به معنی ” فرا ” و pherein به معنی ” بردن ” یا ” انتقال ” تشکیل شده است. استعاره به حالت خاصی از فرایند زبانی اطلاق می شود که در آن جنبه هایی از یک شیء به شئی دیگر و یا چیزی به چیز دیگر ” فرابرده ” یا ” منتقل ” شود. استعاره ای که به این شکل به وجود می آید برای استفاده کننده اش ، چنان طبیعی به نظر می رسد که جنبه ی استعاره ای آن را فراموش می کند. به عنوان مثال استعاره هایی که در زبان فارسی وجود دارد از قبیل واژگان ” سرباز ” ، ” سرهنگ ” ، ” لب پر ” و غیره را می توان برشمرد. استعاره با هدف دستیابی به معانی جدید ، دقیق و وسیع است که در زبان و به خصوص در زبان مجازی – زبانی که مقصودش همانی نیست که می گوید ، ماندگار می شود. موجودیت استعاره ، تابعی از زمان ، زبان و جامعه است و از آنجا که هیچ کدام از این پدیده ها جنبه ی ایستا و ماندگار ندارد و در برهه های متفاوت زبانی در جوامع گوناگون و زبان های مختلف ، متفاوت است و گاهی غیر قابل ترجمه به نظر می رسد. استعاره ، توانایی گسترش زبان تا مرز بی نهایت را دارد و قادر است برای تزئین ، وضوح ، ایجاز ، ابراز عواطف ، بزرگ نمایی ، کوچک نمایی و پرهیز از واژگان رکیک و تابو ، مورد استفاده قرار گیرد.

استعاره می تواند برای معرفی و درک پدیده های شناخته شده ، به کار رود. استعاره با به کار گیری واژگان و یا عباراتی برای قیاس با پدیده ها ، اشیا و مفاهیمی به غیر از معنی تحت الفظی و یا صریح همان واژگان و یا عبارات ، قابل استفاده است.

کلی ترین مفهوم استعاره عبارت است از بیان یک چیز ناآشنا بر حسب چیزی آشنا و به کار بردن واژه و یا کلمه ای برای چیزی به منظور توصیف چیز دیگری به سبب نوعی شباهت بین انها و یا همان روابط میان آن ( میان – روابط ) یا چیزهای دیگر.

در هر استعاره همیشه دو وجه وجود دارد که عبارت است از ۱- چیزی که باید توضیح داده شود ، پس ناآشنا و ناشناخته است ، چیز ناآشنا را ، فحوا ، مفاد ، نیت یا رویه می خوانیم. در بعضی از ادبیات مربوط به این مبحث می توان آن را مستعارله نامید و ۲- چیز اشنا و یا رابطه ای که برای توضیح موضوع به کار گرفته می شود و آن را ناقل ترابر یا بردار می نامیم که باز در بعضی از ادبیات مربوط به مبحث استعاره می توان آن را مستعارمنه ( metaphier ) ( با همان پسوند مشترک er در واژه signifier ) نامید . مثل بزرگراه اطلاعات و یا شبکه ی اطلاعات که هر دو استعاره ، اشاره به گردآوری اطلاعات از طریق رایانه دارد.

مثال زیر نشان دهنده است :

محتوی ، مدلول : بخش نا آشنا که باید معرفی شود . مستعارله مثال : معنی و نیت یک تفکر جدید ، مانند گردآوری اطلاعات از طریق رایانه.

شکل ، دال : بخش ناآشنا که از طریق بخش آشنا باید معرفی شود ، مستعار منه

مثال : استفاده از عبارت آشنای بزرگراه اطلاعاتی با شبکه اطلاعاتی برای القاء منظور و نیت ناآشنا ، مانند تفکر جدید در مورد گردآوری اطلاعات از طریق رایانه.

برای درک استعاره نوعی پرش فکری یا ذهنی لازم است تا بفهمیم یک ” استعاره ” برای همانندی یا همانند سازی یا تشبیه چه چیزی آمده است. به عبارتی دیگر ، در استعاره نوعی تعامل بین نیت و حامل ، مستعارله و مستعارمنه وجود دارد. در جمله ی ” گل من خسته و گرسنه ظهر به خانه آمد ” ، واژه ی گل وسیله ای برای حمل نیت ( یا فحوای ) چیزی و اشاره به دختر کوچولویی دارد که خسته و گرسنه به خانه آمده است . در بین لفظ گل و دختر هیچ رابطه ی خویشاوندی وجود ندارد.

در نشانه شناسی ، استعاره در حکم یک دال است که برای ارجاع به مدلول به کار گرفته می شود. ولی با این تفاوت که دال و مدلول رابطه ای کاملاً قراردادی دارند. به اضافه ی این که ، دال همان چیزی نیست که لزوماً مدلول از آن استنباط می شود ، ( هر چند در این رابطه ، دال و مدلول باید یک نوع شباهت نسبی با خصوصیات و ویزگی های نسبی داشته باشند تا برای شنوندگان و استفاده کنندگان استعاره قابل درک و تفسیر باشند و در واقع همان رابطه ای که بین نیت و حامل یا مستعارله و مستعارمنه موجود است. گل به عنوان یک استعاره از نظر کوچکی ، زیبایی ، ظرافت ، شکفتگی و این که باید از ان نگهداری و مواظبت شود ، دارای تشابهات نسبی با یک دختر کوچک ، و زیبا و ظریف است که باید از او نیز مواظبت و نگهداری کرد. پس در استعاره از خواص یک چیز برای معرفی چیز دیگر استفاده می شود.

معمولاً عبارت ” خوب شبیه … است ” ، پاسخی برای سؤال ” این چیست ؟ ” ، در هنگام پاسخگویی به این سؤال ، دست به یک نوع انتقال خواص از پدیده ای به پدیده ی دیگر زده ایم. در ” قرن هجدهم قلب بیمار تب دار ، به دیگ جوشانی تشبیه می شد که برای درمان آن ، حجامت برای کاهش آتش ( تب ) ، تجویز می گردید. حتی در علم پزشکی مدرن عمدتاً برای توضیح مفاهیم مربوط به عملکرد گلبول های سفید از استعاره های نظامی استفاده می شود. برای مثال مصطلح است گلبول های سفید مانند سربازان ، وظیفه ی دفاع از بدن را  در مقابله ابا مهاجمین به عهده می گیرند . ” آگهی های تجارتی نیز برای تبلیغ محصولات خود از استعاره بهره می گیرند ، عبارت معروفی مثل ” فقط بیک مثل بیک می نویسد ” از این نمونه است. در آگهی تجاری مربوط به کرم بیک ، مفهوم زیبایی ( مستعارله ) به واسطه ی فیلم و با نشان دادن قرص ماه ( مسعارمنه )، به منظور انتقال خصوصیات آن ( مفهوم زیبایی ) به کار می رود. و به مشتریان این پیام را می رساند که با استفاده از کرم بیک مثل ماه زیبا خواهند شد. و اینها همه نمونه هایی هستند از حضور استعاره در زندگی روزمره. باید در نظر داشت که بعضی از استعاره ها چنان کاربرد عمومی می یابند که دیگر جنبه ی استعاره ای خود را از دست می دهند . پس می توان به جرآت گفت که استعاره سبب رشد زبان می شود. در زبان فارسی و هم چنین در زبان های دیگر بدن انسان منبع فوق العاده ای برای تولید فحوا و یا مستعارله است. به این نمونه توج کنید :

سر ” در واژه های : سرلشگر ، سرسطر ، سبک سر.

” صورت ” در واژه های : صورت مسئله ، صورت حساب.

” چشم ” در واژه های : چشم انداز ، چشم گیر ، بی چشم و ابرو.

” دندان ” در واژه های : دندان گرد ، دندان شکن.

” لب ” در واژه های : لب پر ، لبالب ، لب شکری.

” زبان ” در واژه های : زبان دراز ، زبان گنجشک.

و همه مبین موضوع فوق است.

ویژگی های استعاره

اساس استعاره بر تشابه نهاد شده است. در استعاره چیزی جانشین چیزی شبیه به آنی می شود که شما منظور می کنید. استعاره در پی یافتن تشبیهی بین چیزهاست. و استعاره در خدمت یافتن تشابهات و همانندی های قابل درک است. مثل تشبیه امواج صوت به امواج منتج از انداختن سنگ در یک استخر یا منصوب کردن خصوصیات حیوانات برای توصیف شخصیت انسان ها. در جمله ی : فلانی مثل خرس می مونه ، مراد ، توصیف انسانی زمخت و بی روح است. در حالی که ممکن است خرس ها واقعاً به این بدی نباشند ولی به هر جهت از تشابه کسی با صفت خرس ، توانسته ایم ویژگی های شخصیت او را به نحوی با خصوصیاتی خاص تعریف کنیم. تشبیه هایی از قبیل ، سفید مثل برف ، نرم مثل پنبه ، پروانه وار ( در عبارت از مادر علیلش مواظبت کرد ) و مثل ماهی ( شنا می کند ) . نمونه هایی هستند از استعاره که هر کدام خصوصیات ذکر شده را بازنمایی می کنند.

0/5 (0 Reviews)