دلایل مراقبت از محیط زیست

دلایل مراقبت از محیط زیست

دلایل مراقبت از محیط زیست

دلایل مراقبت از محیط زیست چیست ؟ چرا محیط زیست دارای اهمیت است ؟ مراقبت از محیط زیست آشکارا یکی از اصول شاخص زیست بوم گرایی به شمار می آید. دلایل گوناگونی می توان آورد که چرا ما باید از محیط زیست مراقبت بیشتری کنیم در واقع  بوم گرایی ترکیب خاصی از این دلایل را مطرح می کند. بدین معنا، ماهیت برهان هایی که زیست بوم گرایی برای مراقبت از محیط زیست عرضه  می کند، باید بخشی از تعریف این ایدئولوژی باشد.

در این جا، این برهان ها را می توان تحت دو عنوان خلاصه کرد: برهان هایی که بنابر آن ها، انسان ها به خاطر مصلحت خودشان باید از محیط زیست مراقبت کنند و برهان های دیگری که می گویند محیط زیست ارزش ذاتی دارد، به این معنا که ارزش آن تنها در این نیست که وسیله ی برآوردن نیاز های انسان ها است، چرا که حتی اگر نتواند وسیله ای برای برآوردن نیاز های انسانی باشد، باز هم ارزش خود را از دست نخواهد داد.

مقالات پیشنهادی

برندهای سبز

در بیشتر مواقع با برهان های دسته ی نخست روبه رو می شویم؛ برای مثال، اینکه جنگل های استوایی برای آن باید حفظ شوند که اکسیژن یا مواد خام برای دارو ها را فراهم می کنند و یا از رانش زمین جلوگیری می کنند. اما این برهان ها دلایل مورد نظر سبزهای بنیادی نیستند. چشم انداز زیست بوم گرایانه را در گزارشی با عنوان گزینه ی سبز در پاسخ به این پرسش می توان پیدا کرد: «آیا دلواپسی درباره ی طبیعت و محیط زیست، در واقع نگرانی برای خودمان است؟» در مقوله ی اندیشیدن درباره ی زیست بوم گرایی، نیاز به این داریم که میان زیست بوم گرایان «عمومی» و «خصوصی» تمایز قایل شویم.

زیست بوم گرایان خصوصی در صحبت با همفکران شان، به احتمال زیاد ارزش ذاتی طبیعت را فراتر از برهان انسانی- ابزاری مینهند و می گویند که این برهان از برهان ارزش ذاتی طبیعت کم ارزش تر است و عمق بوم شناختی کمتری دارد. اما زیست بوم گرایان عمومی که علاقه ی زیادی به عضو گیری دارند، بی گمان نخست به نظر مصلحت شخصی روشنفکرانه روی می آوردند و تنها پس از جا انداختن این برهان درباره ی ارزش ذاتی طبیعت سخن به میان می آوردند.

بدین سان، ایدئولوژی سیاسی زیست بوم گرایی آشکارا خواستار استفاده از یک رشته دلایل خاص برای مراقبت از محیط زیست است، اما با فرهنگی روبه رو است که بحران اعتماد ایجاد می کند و او را وادار می سازد تا در صحنه ی عمومی به یک رشته دلایل دیگر که فرعی تر شان می داند توسل جوید. این یکی دیگر از ویژگی های زیست بوم گرایی است که با این خطرروبه رو می باشد که سیمای عمومی اش ممکن است آن چه را که واقعاً هست پنهان نگه دارد و در ضمن، هر آنچه که «در واقع» هست، چیزی جز سیما ی عمومی اش نباشد.

مقالات پیشنهادی

مدیریت زنجیره تامین

  همین را درمورد روحانیتی که گه گاه در سطح نوشته های زیست بوم گرایان پیدا می شود، می توان گفت. هوا داران زیست بوم گرایی استدلال می کنند که سیاست سبز بنیادی خود نوعی تجربه ی روحانی است، زیرا که بر پذیرش «وحدانیت» آفرینش و به تبع آن، «حرمت زندگی فرد، زندگی دیگران و خود زمین» مبتنی است. از این گذشته، می گویند که دگرگونی سیاسی در برگیرنده ی چنین پذیرشی است و تنها سیاست سبز مسئولیت باز آفرینی بعد روحانی زندگی را دارد، همان بعدی که مادی اندیشی ناشایست عصر صنعتی متلاشی اش کرده اشت. این نوع سخن گفتن چندان رای آور نیست و در نتیجه، با آنکه «روحانیت» در صحبت های خصوصی زیست بوم گرایان ممکن است آشکارا باشد، اما در صحنه ی عمومی به زبان آورده نمی شود.

در همین زمینه، دلیل خاص دیگری برای زندگی در «بطن» محیط زیست و نه در برابر آن ارائه می شود که شایان ذکر است. چنین اظهار نظر می شود که استثمار سیاره زمین با استثمار انسان ها پیوند دارد و پایان بخشیدن به استثمار نخستین پیش شرط برچیدن بساط استثمار دوم است. لیندی ویلیامز، عضو پیشین هیئت رئیسه سبز  می نویسد که «استثمار سیاره ی زمین به ناگزیر با استثمار انسان ها همراه است و نورمن مایرز معتقد است که «ما به سادگی این بخت را داریم که نخستین نسلی باشیم که در همسازی نهایی با فضای زمین و در نتیجه، در هماهنگی نهایی با یکدیگر زندگی کنیم». البته در این زمینه امکان عدم توافق فراوان است.

بوم شناس اجتماعی، موری بوکچین، در یک تحلیل پیچیده و فراگیر، به عکس این قضیه توسل می جوید و  می گوید که نفس اندیشه ی چیرگی بر طبیعت، از چیرگی انسان بر انسان سرچشمه می گیرد و در نتیجه، استدلال می کند که آزاد سازی طبیعت است.

به هر روی، این داعیه هایی بسیار بحث برانگیزند و هستند کسانی که می گویند به هیچ وجه آشکار نیست که این دو صورت استثمار با یکدیگر پیوند داشته باشند. آنها استدلال می کنند که ما می توانیم جهانی را تصور کنیم که در آن جمعیت های بشری در ارتباط با طبیعت زندگی ماندگاری را در پیش گیرند اما در ارتباط با روابط اجتماعی همدیگر را استثمار کنند (و بر عکس). جوامع ماندگار می توانند صورت های متفاوتی به خود گیرند و هیچ دلیل ضروری وجود ندارد که بگوییم این جواع باید از جوامع کنونی استثمار کمتری داشته باشند (و باز بر عکس). نکته این است که به هر روی زیست بوم گرایان سیاسی (و اجتماعی) فکر می کنند که به دلایل خاص آورده شده در بالا، جوامع ماندگار استثمار کمتری خواهند داشت.

0/5 (0 Reviews)