منابع شناخت

منابع شناخت

در حقیقت ، هدف از پژوهش ، شناخت مجهولات می باشد. شناخت مجهولات می تواند از طریق روش های مختلف صورت گیرد. این روشش ها برای انسان به شناخت هایی ختم می شود که نقاط ابهام او را بر طرف می کند. در حقیقت ، شناخت محصول تفکر و تفکر زاده حیات اجتماعی است و این امر در جامعه امکان پذیر است. بر حسب این که ما چگونه بیندیشیم ، نوع شناختی که به دست می آوریم متفاوت است. تفکر علمی منجر به شناخت علمی و تفکر هنری منجر به شناخت هنری می شود. انسان برای دست یابی به دانش و شناخت پدیده های پیرامونی خود به روش های مختلفی دست زده است و در طی تاریخ انسان شیوه های مختلفی برای ابهامات و رسیدن به واقعیت به کار برده است و دانشمندان سعی نموده اند این روش ها را به نوعی دسته بندی نمایند.

به عبارت دیگر مولی منابع شناخت انسان را به چهار گروه استناد به مقام صلاحیت دار ، شیوه مبتنی بر سیر و سلوک و رمز و راز ، شیوه خرد گرایانه و روش علمی ، طبقه بندی می کند. ناچیلس شیوه های کسب شناخت را روش های مبتنی بر صلاحیت ، رمز و راز ، شیوه خود گرایانه و روش علمی می داند. همچنین چارلز پیرس منابع شناخت را روش جمودت و سر سختی ، روش صاحبنظران و پیروی از منابع موثق ، روش درک مستقیم اشراق و روش علمی می داند و بالاخره کومار روش های کسب دانش و حقیقت را تجربه و استدلال ، آزمایش و پژوهش می داند. با این تفاصیل منابع گوناگونی را که انسان برای شناخت به کار برده است می توان به شرح ذیر دسته بندی کرد :

  1. تجربه شخصی : یکی از ساده ترین روش های حل یک مسأله ، استفاده از تجربه شخص است. البته محدود بودن عمر انسان مانع از آن است که هر فرد برای افزایش دانش خود نسبت به پدیده ها فقط از تجربه شخصی استفاده کند.
  2. شناخت مبتنی بر اقتدار و استناد به مقام صلاحیت دار : در این روش ، فرد علاوه بر به کار گیری تجربه های خود به تجربه های دیگران نیز رجوع می کند مانند روحانیون ، پزشکان ، حقوقدانان. به عبارتی مبانی این شناخت عقاید خانواده ها ، گروه های اجتماعی ، رهبران اجتماعی و مذهبی ، کلیسا و گروه های مرجع است.
  3. روش شهودی : شهود یعنی آگاهی مستقیم و بی واسطه ، کشف و دریافت ناگهانی ، در این روش ، گاه فرد بدون هیچ گونه علت و یا دلیل منطقی ، از طریق حدس و گمان ، اموری را استنباط می کند. گفته می شود بعضی از دانشمندان ، برخی از اختراعات و اکتشافات خود را در خواب دیده اند و یا به طور ناگهانی دریافته اند.
  4. شیوه های مبتنی بر سیر و سلوک و رمز و راز : احراز شناخت از این طریق ، با اتکا بر نیرو های برین صورت می پذیرد. این دانش معمولاً از طریق فرایند کوشش و خطا بدست می آید. به عنوان مثال ، پذیرفته می شود سحر و جادو نه تنها ساحر را دارای قدرت برین می سازد ، بلکه راه های اسرار آمیزی نیز در راه کسب دانش فرا راه انسان ها قرار می دهد.
  5. شیوه های استدلال یا خرد گرایانه : بر این اساس آنچه اهمیت می یابد ، منطق و استدلال است. با این شیوه بسیاری می پذیرند که خداوند انسان ها را به زیور عقل آراسته است. بر طبق آن ، گفته می شود ، همه انسان ها می اندیشند. سقراط انسان است ، پس سقراط اندیشمند است. جمله اول را کبری ، جمله دوم را صغری و جمله نهایی را نتیجه می خوانیم. البته بر اساس یک طبقه بندی شیوه های استدلال را به سه دسته استقرایی ، قیاسی و تمثیلی تقسیم می کنند که استدلال استقرایی همان تجربه و استدلال قیاسی همان عقل و استدلال تمثیلی همان تمثیل است.
  6. شناخت مبتنی بر ایمان و باور : این نوع شناخت مبتنی بر اعتقادات و باور های متکی بر نگرش های فردی و نگرش های دیگران است. این نوع نگرش توسط جامعه نهادی می شود.
  7. شناخت مبتنی بر فهم متعارف یا عقل سلیم : یعنی شناختی که کانون ذهنیتی تمام انسان هاست. در این نوع شناخت گذر از ورای معرفت عامیانه است و هر فردی به حکم انسان بودن ناگزیر از آن می گذرد ؛ و ملاک درستی در معرفت عامیانه قبول عامه و توافق اجتماعی است. مانند چگونگی سکونت و بر طرف کردن نیاز ها و لوازم زندگی. در این مرحله انسان به هیچ امری شک نمی کند ، بلکه هر گونه سؤالی را غیر منتظره و هراس انگیز می داند. بدیهی است ماندن در چنین مرحله ای نهایتاً به جزم اندیشی در فلسفه ، قوم مداری در رفتار اجتماعی ، و دیکتاتوری در سیاست می انجامد.
  8. شناخت مبتنی بر علم : با توجه به نقاط ضعف دو روش قیاسی و استقرایی ، دانشمندان برای دست یابی به یک روش مناسب ، جنبه های مثبت این دو روش را با هم ترکیب کردند و با افزودن شیوه های جدید مثل نمونه گیری تصادفی و یا استفاده از آزمون های آماری به روش نوینی رسیدند که به آن « روش علمی » می گویند.

شناخت علمی یعنی شناختی مبتنی بر واقعیت بوده و منطبق بر معیار های علمی است ، و نقطه اتکای آن تجربه ، مشاهده و آزمایش ، فرضیه ، نظریه ، تعمیم ، قوانین و پیش بینی است. در حقیقت ، روش علمی همان علم است. علم معادل کلمه Science و به معنی دانستن و آگاهی می باشد و شامل مجموعه فعالیت های منظم و منسجمی است که به کمک آن واقعیت های جهان خارج در کنار هم گذاشته می شود.

هدف اصلی علم ، ایجاد و خلق نظریه می باشد. دانشمند کار خود را با کنجکاوی در مورد بعضی از پدیده های جهان اطراف آغاز می کند ( زلزله ، فشار خون ، نحوه نگرش مردم ، حرکت ستاره ها و … ) به همین منظور پدیده مورد مطالعه با دقت زیاد مورد بررسی قرار می گیرد و به شکل یک موضوع قابل پژوهش تدوین یا نوشته می شود. دانشمند کلیه پدیده هایی را که با این موضوع در ارتباط هستند ، مشخص می کند و ممکن است بر اساس اطلاعات موجود روابط درونی بین پدیده ها را تعیین کند.

حال قبل از پرداختن به مراحل روش علمی که در اکثر پژوهشات دانشگاهی از این روش استفاده می شود ، لازم است که به اختصار به تعریف و تفاوت مفاهیم ” پژوهش ” ، ” روش ” ، ” روش پژوهش ” و ” روش شناسی ” پرداخته شود.