نقش پژوهش بازاریابی

وظیفه پژوهش بازاریابی

وظیفه پژوهش بازاریابی، ایجاد مدیریت مرتبط با، اطلاعات درست، قابل اطمینان، و معتبر می باشد. محیط بازاریابی رقابتی و هزینه های همواره در حال افزایش منتسب به تصمیم گیری ضعیف مستلزم اطلاعات بی عیب گردآوری شده بوسیله پژوهش بازاریابی است. تصمیمات بی عیب بر اساس احساسات، شهود، یا حتی قضاوت های مطلق نمی باشد.

مدیران بازاریابی تصمیمات استراتژیک و تاکتیکی متنوعی در شناسائی و جلب رضایت نیازهای مشتری می گیرند. آنها در مورد فرصت های بالقوه، انتخاب بازار هدف، بخش بندی بازار، برنامه ریزی و اجرای برنامه های بازاریابی عملکرد و کنترل بازاریابی تصمیم گیری می کنند. این تصمیات بوسیله تعاملات بین متغیر های قابل کنترل بازاریابی یعنی محصول، قیمت، ترفیع، و توزیع پیچیده و بغرنج می شوند. بوسیله عوامل محیطی قابل کنترل مانند شرایط کلی اقتصادی، تکنولوژیکی، سیاست های و قوانین دولتی، محیط سیاسی، رقابت، و تغییرات فرهنگی و اجتماعی پیچیدگی بیشتری بوجود می آید. عامل دیگر در این ترکیب، پیچیدگی مصرف کنندگان است. پژوهش بازاریابی به مدیران بازاریابی برای اتصال متغیرهای بازاریابی به محیط و مصرف کنندگان کمک می کند. هدف آن حذف بعضی از عدم اطمینان ها بوسیله ایجاد اطلاعات مرتبط، پاسخ مصرف کنندگان به برنامه های بازاریابی با اطمینان نمی توان پیش بینی نمود.

برنامه های در حال پیشرفت پژوهش بازاریابی اطلاعاتی در مورد عوامل قابل کنترل و غیر قابل کنترل و مصرف کنندگان ایجاد می ککند، این اطلاعات اثربخشی تصمیمات گرفته شده توسط مدیران بازاریابی را ارتقاء می بخشد. به طور سنتی، پژوهشگران بازاریابی مسئول فراهم آوردن اطلاعات مناسب و تصمیمات بازاریابی گرفته شده بوسیله مدیران می باشد. اما، نقش ها تغییر کرده و پژوهشگران بازاریابی بیشتر در تصمیم گیری درگیر شده اند.

نقش پژوهش بازاریابی در تصمیم گیری های مدیریتی بیشتر با استفاده از چارچوب مدل” DECIDE ” تشریح می گردد. مدل” DECIDE ” تصمیم گیری مدیریتی در یک مجموعه شش مرحله ای مفهوم سازی نموده است. فرآیند تصمیم بوسیله تعریف دقیق مسئله یا فرصت، در راستای اهداف و محدودیت های تعریف می شود. سپس، عوامل تصمیم امکان پذیر یعنی عوامل قابل کنترل و عوامل غیر قابل کنترل مشخص می شوند. بعد از آن، اطلاعات مناسب با نتایجِ امکان پذیر جمع آوری می شود. مرحلهء بعد شناسائی و انتخاب بهترین گزینه بر اساس معیارهای انتخابی یا معیارهای موفقیت می باشد. سپس یک برنامه تفصیلی برای توسعه و اجرای گزینه های انتخابی موثر توسعه داده می شود. در پایان، نتایج تعمیم و فرآیند تصمیم بوسیله ایشان ارزیابی می شود.