تحول بازاریابی

بازاریابی و فروش تحول بازاریابی

شرکت های پیشرو مانند تویوتا مبتنی بر بازار بوده و به شدت بر مشتری متمرکز هستند. اما همیشه این طور نبوده است. نقش بازاریابی در سازمان ها در طول زمان تدریجا بیشتر شده است. برای بیان یک طبقه بندی ساده می توانیم بگوییم که در طول نیمه ی اول قرن بیستم شرکت ها بر تولید تمرکز داشتند. تولید کنندگان برای پاسخ به تقاضای مازاد، بر تولید انبوه تمرکز می کردند تا خروجی ها را افزایش دهند، عرضه را بیشتر کنند و هزینه ها را پایین بیاورند. یکی از مثال های معروف دوره تولید انبوه، اتومبیل مدل T شرکت فورد بود. هنگامی که قابلیت و توانایی ها در تولید انبوه پیشرفت کرد، توزیع و فروش مهم تر شدند.

طی نیمه ی دوم قرن بیستم این وضعیت تغییر کرد. در بسیاری از بازارها عرضه از تقاضا پیشی گرفت و توسعه تولید انبوه به ظرفیت تولید مازاد منجر شد. وجود بازارهای اشباع شده و رقابتی منجر به پیدایش بازاریابی صریح و مشتری مداری شد.

فلسفه “ساختن و فروختن” که متمرکز بر تولید بود با فلسفه “تشخیص و پاسخ” که بر مشتری متمرکز بود جایگزین شد. خواسته ها و نیازهای مشتری در مرکز توجه قرار گرفت و نقطه آغازی برای ابداع و تولید گردید. شرکت های مشتری مدار بخش بازاریابی در سازمان خود ایجاد کردند و به انتخاب مدیران بازاریابی برای این بخش پرداختند. فرض اولیه این بود که شناخت نیازها و خواسته های بازار هدف و برطرف کردن آنها بهتر از سایر رقبا، به رسیدن به اهداف سازمان هم کمک می کند. به این ترتیب رویکرد بازاریابی و مشتری وسیله ای برای اطمینان از این موضوع هستند که سازمان بوسیله کسب رشد و سود پیشرفت می کند و به حیات خود ادامه می دهد.

همیشه برطرف کردن فوری خواسته های مشتریان به نفع جامعه نیست و در مورد کالاهایی مثل سیگار یا غذاهای پرچرب حتی به نفع خود مصرف کننده نیست. از دهه ی ۱۹۶۰ بحثی بر سر تاثیر بازاریابی بر محیط زیست، سلامتی، اشتغال، تحصیلات و رفاه وجود دارد. بازاریابی کلان متدی است که با این موارد سر و کار دارد. از نظر لغوی، این کلمه به معنای بازاریابی کلی و در سطح عمومی است ؛ که بیشتر از آنکه به نگاه بنگاه ها بپردازد، به بازاریابی از منظر کل سیستم و گروه های موسسات مانند شبکه ها، شرکت های مختلط، صنایع و انجمن ها اشاره دارد. بازاریابی کلان همچنین به زمینه ی اجتماعی بازاریابی خرد، نقش آن در اقتصاد ملی و کاربرد آن در اهداف و کالاهای غیر اقتصادی اشاره دارد. در کل، بازاریابى کلان می پرسد که بازاریابی چگونه باید انجام شود تا اهداف جامعه را تحقق بخشد و منافع عمومی را به بهترین نحو برآورده کند و مکمل بازاریابی خرد است که به واحدهای تجاری جداگانه و بازاریابی آنها اشاره دارد.