آیا همه مشتریان شایسته نگهدارى هستند ؟

آيا همه مشتريان شايسته نگهدارى هستند ؟

آیا همه مشتریان شایسته نگهدارى هستند ؟

آیا همه مشتریان شایسته نگهدارى هستند ؟  ، ارزیابی میزان سود دهی مشتری ، قانون پارتو در خصوص مشتریان و با مشتریان کم  بازده چه باید کرد ؟ موضوعات مهم این مقاله بازاریابی و فروش است.

امروزه با شوریدگى مى گویند که ” مشترى تاج سر است ” .

استولئونارد اداره کننده یکى از سودآورترین فروشگاههاى هواربار جهان ، دو قانون را به کارکنان خود ابلاغ کرده است :

۱-  همواره حق با مشترى است .

۲-  اگر حق با مشترى نبود ، به قانون نخست برگردید .

چنانچه یک مشترى اظهار ناخشنودى کند ، مدیر فروشگاه و کارکنان صمیمانه در رفع مشکل وى اقدام مى کنند . این شرکت مى گوید که هر مشترى هفته اى ١٠٠ دلار خواربار و میوه و سبزى مى خرد . دست کم ۵٠ بار در سال و تنها ده سال خرید که حساب کنیم ، پس ارزش هر مشترى ۵٠,٠٠٠ دلار است .

با همه اهمیتى که مشترى دارد ، بسیارى از شرکت ها دریافته اند که برخى از مشتریان مهمتر از دیگران هستند ؛ مشتریانى که بیشتر خرید مى کنند و بهتر پول مى پردازند . از سوى دیگر مشتریان بزرگ خواهان بالاترین تخفیفها و بهترین خدمات هستند .

شاید پر بازده ترین گروه از مشتریان آنانى هستند که در اندازه متوسط ، نه بسیار کم و نه بسیار زیاد ، خرید مى نمایند .

ارزیابی میزان سود دهی مشتری

ارزیابی میزان سود دهی مشتری

ارزیابی میزان سود دهی مشتری

کوتاه سخن اینکه شرکتها باید راهى براى ارزیابى میزان سوددهى مشترى بیابند . اکنون شرکتها رفته رفته به ” حسابدارى فعالیت محور هزینه ها ” روى مى آورند . بدین ترتیب هزینه واقعى همه خدمات ، تخفیفها و پاداشهایى هم که به مشتریان داده مى شود ، به حساب خواهد آمد و میزان سودآورى داد و ستدها آشکار مى شود .

قانون پارتو در خصوص مشتریان

قانون پارتو در خصوص مشتریان

قانون پارتو در خصوص مشتریان

اگر قانون پارتو را در خصوص مشتریان به کار بریم ، ٨٠ درصد درآمد یک شرکت از ٢٠ درصد مشتریان مى آید . به تازگى قانون ( ٨٠/٢٠ ) را براى بازار به صورت ( ٣٠/٨٠/٢٠ ) کاملتر کرده اند . بدین معنا که افزون بر مفهوم پیشین ، گروه ٣٠ درصدى کم خرید کنندگان ، بار سنگینى بر دوش شرکتها هستند و سود سازمان را به نصف کاهش مى دهند .

با مشتریان کم  بازده چه باید کرد ؟

با مشتریان کم بازده چه باید کرد ؟

با مشتریان کم بازده چه باید کرد ؟

برخى از شرکتها مى گویند ” باید آنها را کنار گذاشت ” .

اندیشمندترها مى پرسند ” چگونه مى توان اینگونه مشتریان را به مشتریان خوب و سودآور تبدیل کرد ؟ “

چندین راه وجود دارد : مى توان از آنها خواست که بیشتر بخرند ، سفارشهاى بزرگتر بدهند ، از پاره اى خدمات چشم بپوشند ، یا بهاى بیشترى بپردازند . هم اکنون بانکها براى حسابهاى کوچک که کمتر فعال هستند و نیز کسانى که از پس اندازهاى خود پیوسته برداشت مى کنند ، کارمزد بیشترى در نظر مى گیرند .

آیا همه مشتریان را باید نگهداشت ؟ نه ، بى تردید آنانى را که نتوانند در حال یا آینده به مشتریان سود ده تبدیل شوند ، نباید نگهداشت .