مزایاى استراتژى بازاریابی

مزاياى استراتژى بازاریابی
یادداشت بازاریابی

یک استراتژى بازاریابى خوب ، واحدهاى وظیفه اى سازمان را هماهنگ مى کند ، به تخصیص منابع به شکلى کارا کمک مى کند ، و در کمک به محصولات در دستیابى به خواسته هاى مدیریت محصول مؤثر است .

استراتژی بازاریابی موفق

مزایای استراتژی موفق و ویژگی های استراتژی بازاریابی از مهمترین موضوعات در برنامه استراتژیک بازاریابی است.

نتایج استراتژی بازاریابی موفق

یک استراتژى بازاریابی موفق حداقل منجر به سه نتیجه ى مهم خواهد شد :

نخست : هماهنگى را میان بخش هاى وظیفه اى سازمان و هم چنین در درون ( بخش ) بازاریابى افزایش مى دهد .

بخش هاى مختلف سازمان دیدگاه هاى متفاوتى در مورد چگونگى تولید موفقیت آمیز یک محصول دارند . مدیران محصول ، اغلب ، تمایل دارند مخارج تبلیغات را افزایش دهند ، مدیران فروش علاقه مند به سیاست هاى قیمت گذارى انعطاف پذیرتر مى باشند . پرسنل تولید اساساً خطوط تولید طولانى تر و تولیدات کمتر را دوست دارند . تحلیل گران مالى / حسابدارى نیازمند قضاوتهاى کمى در مورد هزینه ها و بازدید هاى مطلوب کوتاه مدت هستند .

مثالی از هماهنگی در استراتژی بازاریابی

به طور مثال ، فرض کنید یک تولید کننده ى کامپیوتر خواهان هدف گیرى یک صنعت خاص با خصوصیات منحصر به فردى از محصول مى باشد ، تصویر ذهنى یا ” موفقیت یابى ” محصول مذکور مبتنى بر کیفیت بالا و برترى فنى است . در چنین مواردى ، تمایل به قیمت گذارى منعطف توسط یک مدیر فروش با استراتژى مذکور ناسازگار است .

پرسنل تولید ممکن است از این رویکرد ناراحت شوند زیرا آن به معناى حجم پائین تر و سفارشى سازى بیشتر است . براى پرسنل حسابدارى مشکل است که فعالیت هاى آژانس تبلیغاتى را در خصوص ایجاد نام تجارى ، در قالب واژه هاى کمى ارزیابى کنند . یکى از اهداف استراتژى بازاریابی این است که تضمین نماید همه ى اعضاى تیم مذکور با همدیگر در حال همکارى هستند . البته ، یک استراتژى که از مقبولیت برخوردار نباشد ، به طور ضعیفى بیان شده باشد ، یا به خوبى فهمیده نشود ، نمى تواند هماهنگى لازم را ایجاد نماید .

دوم ، استراتژى بازاریابی مشخص مى کند که چگونه منابع تخصیص داده شوند .

منابع محدودند . اساساً برخى از منابع نظیر ظرفیت تولید یا خدمات ، زمان نیروى فروش ، پول و امثال آن نسبت به دیگر منابع محدودترند . به علاوه ، این منابع ، اغلب ، تسهیم مى شوند . به طور مثال ، غالباً یک نیروى فروش به تنهایى بسیارى از محصولات را به فروش مى رساند . هر چه سطوح سازمان کمتر باشند ، طبیعتاً منابع بیشترى تسهیم مى شوند . از این رو ، استراتژى مذکور بایستى رهنمودى واضح تر براى تخصیص منابع در میان فعالیت ها در سطح محصول فراهم نماید .
سوم ، استراتژى باید منجر به یک موقعیت بازار برتر شود .

یک استراتژى بازاریابی خوب به شناسایى رقباى کنونى و بالقوه و نقاط قوت و ضعف آنها مى پردازد .

ویژگی های استراتژی بازاریابی

 یک استراتژى بازاریابى که از نظر رقابتى معقول به نظر مى رسد ، داراى حداقل یکى از چهار ویژگى اصلى زیر است :    

داراى چیزى است که یک رقیب نمى تواند آن را انجام دهد .

عدم توانایى رقیب مى تواند به خاطر حق ثبت اختراع ( مثل صنعت دارویى ) ، ظرفیت مازاد یا برخى دارایى هاى دیگر یا مزیت فنى مى باشد . بطور مثال کامپیوتر ایل تا زمان رها کردن ویندوز ٩۵ ، تنها عرضه کننده ى کامپیوتر شخصى با قابلیت واقعى اتصال گرافیکى کاربر و استفاده ى آسان بود . دیگر سیستم هاى عملیاتى ، به خصوص DOS و نسخه هاى قبلى ویندوز ، نتوانستند با اتصال گرافیکى اپل به رقابت بپردازند . اما توجه داشته باشید ، اگر محصولى نتوانست با محصول مورد نظر رقیب رقابت کند بدین معنى نیست که براى همیشه نمى تواند ، همان طور که اپل وقتى به ویندوز ٩٨ دسترسى پیدا کرد ، NT و غیره موقعیت خود را از دست دادند .

چیزى را در اختیار دارد که یک رقیب براى بدست آوردن آن تلاش نخواهد کرد .

اغلب ، شرکت هاى کوچکتر بخشهاى کوچکترى از بازار را به این امید که شرکت هاى بزرگتر به لحاظ معیارهاى مالى آن بخشها را نادیده مى گیرند ، خریدارى مى کنند . بطور مثال ، شرکت سیلیکون گرافیکس ، یک تولید کننده ى ایستگاه هاى کارى کامپیوتر ، در کامپیوترهایى تخصص دارد که تصاویر سه بعدى روى صفحه را براى طراحى جت ، اجراهاى خاص سینما ، و دیگر کاربردها ایجاد مى کند . دیگر عرضه کننده هاى اصلى  ایستگاه هاى کارى نظیر سان ، آى بى ام و هیولت پاکارد ، کامپیوترهایى با اهداف عمومى ترى مى سازند که به اندازه ى کامپیوترهایى که توسط سیلیکون تولید مى شوند ، براى نیازهاى بخش هاى بازار خوب عمل نمى کنند .

چنانچه رقبا آن ویژگى را تصاحب نمایند ، با عدم مزیت مواجه مى شوند .

استراتژى بازاریابى سیرز تحت عنوان ” قیمت روزانه پایین ” تلاشى ناموفق براى تقلید از موفقیت وال – مارت بود ، زیرا شرکت سیرز براى ایجاد هماهنگى کامل میان جهت گیرى هزینه پایین و قیمت پایین در کل سازمان ، آمادگى نداشت .

آن ویژگى باعث مى شود تا ما بفهمیم که رقیب چگونه آنرا انجام مى دهد .

شرکت سوپ کمپیل یک مبارزه ى تبلیغاتى حول این موضوع ” سوپ غذاى خوبى است ” به راه انداخت . اینچنین موضوعى به طور واضح ، موضوعى عمومى است و در کل در افزایش مصرف سوپ مؤثر است . به آن علت کمپبل موقعیت تسلط بر بازار را داراست ، لذا از اینچنین تبلیغى عمومى سود مى برد . اما هینز یا لیپتون براى اینچنین استراتژى اى تلاش نمى کنند زیرا احتمالاً باعث مى شود در وهله ى اول فروش کمپبل افزایش یابد .
در مجموع ، یک استراتژى بازاریابى خوب ، واحدهاى وظیفه اى سازمان را هماهنگ مى کند ، به تخصیص منابع به شکلى کارا کمک مى کند ، و در کمک به محصولات در دستیابى به خواسته هاى مدیریت محصول مؤثر است . هم چنین براى دیگر محصولات و خدماتى که مشتریان یکسانى را دنبال مى کنند ، مزیتى را شناسایى مى کند .

منبع : marketing planning