بازاریابی استراتژیک در برابر مدیریت استراتژیک

تفاوت بازاریابی استراتژیک و مدیریت استراتژیک چیست ؟ بسیاری از خوانندگان ما بین بازاریابی استراتژیک و مدیریت بازاریابی  به اشتباه تفاوتی قائل نمی شوند. مفاهیم مدیریت استراتژیک در مورد شناسایی و توصیف استراتژی هایی است که مدیران می توانند انجام دهند تا بتوانند عملکرد بهتر و مزیت رقابتی برای سازمان خود کسب کنند. مدیریت استراتژیک به عنوان فرآیندی است که بوسیله آن مدیران مجموعه ای از راهبردهای سازمان را تعریف می کنند که برای رسیدن به عملکرد بهتر انتخاب می شوند. ازاریابی استراتژیک فرآیند برنامه ریزی، توسعه و اجرای مانورها برای به دست آوردن یک لبه رقابتی در انتخاب گوشه بازار است. آنچه در این مقاله بازاریابی خواهید خواند :

  • تفاوت بازاریابی استراتژیک و مدیریت استراتژیک

  • مفاهیم مدیریت استراتژیک

  • مزایی مدیریت استراتژیک برای سازمان

  • مراحل مدیریت استراتژیک

  • مفهوم بازاریابی استراتژیک

  • فرآیند بازاریابی استراتژیک

تفاوت بازاریابی استراتژیک و مدیریت استراتژیکStrategic Marketing and Strategic Management differences
تفاوت بازاریابی استراتژیک و مدیریت استراتژیک

تفاوت بازاریابی استراتژیک و مدیریت استراتژیک

بسیاری از خوانندگان ما بین بازاریابی استراتژیک و مدیریت بازاریابی  به اشتباه تفاوتی قائل نمی شوند. این مقاله به منظور تعریف هر دو آنها و توضیح دادن در مورد نقش بازاریابی استراتژیک و نقش مدیریت بازاریابی است.

مدیریت بازاریابی و بازاریابی استراتژیک مشابه هستند اما در روش های مختلف متفاوت هستند. بهترین روش برای توضیح این مثال می تواند مورد زیر باشد.

شرکت X یک شرکت تند مصرف است. و ۱۰ علامت تجاری در مجموعه خود دارد. کار مدیریت بازاریابی در این مورد، تعریف آمیخته بازاریابی و بخش بندی برای این ۱۰ محصول در آمیخته بازاریابی است. در عین حال، طراحی  آمیزه ترفیعات ، تبلیغات و برندسازی در حوزه مدیریت بازاریابی قرار دارد.

با این حال، کار بازاریابی استراتژیک در مورد شرکت X، پیدا کردن رقبا در بازار، پیدا کردن بخش های سودآور و نحوه تبدیل این بخش به گاو شیرده برای پول نقد است. به طور مشابه، اگر یک بخش یازدهم اضافه شود ، یا اینکه یک محصول باید از نمونه کارها حذف شود، این تصمیم با بازاریابی استراتژیک است. تجزیه و تحلیل SWOT، ورود به بازار، خروج بازار، تصمیم گیری در مورد محصولات و سایر تصمیمات دیگر در حوزه  بازاریابی استراتژیک قرار دارد.

در اصل، فعالیت های بازاریابی روزانه تحت مدیریت بازاریابی قرار دارد. در حالی که فعالیت های بلند مدت بازاریابی در زیرمجموعه “بازاریابی استراتژیک” قرار دارد.

بنابراین، اگر شما اختلافات مدیریت بازاریابی و بازاریابی استراتژیک را طرح ریزی کنید، تفاوت به صورت  زیر است :

تفاوتمدیریت بازاریابیبازاریابی استراتژیک
زمانکوتاه مدت / حداکثر یک سالبلند مدت / حداکثر ۳ سال
ماموریتایجاد برند و بازار برای شرکتهدایت شرکت در مسیری درست
تصمیم گیریرویکرد پایین به بالارویکرد بالا به پایین
فرصت هاایجاد فرصت های موجود در مجموعه کسب و کارجستجو برای فرصت های جدید از کسب و کار موجود
مشخصات شغلینیاز به کنترل، نظم و انضباطنیاز به بینش ، خلاقیت و ریسک بالا
محیط کسب و کارثابت در نظر گرفتن محیط کسب و کارپویایی محیط به دلیل تغییرات تکنولوژیک
رهبریرهبر نیازها برای واکنش به بازاررهبری ایجاد نیاز

همانطور که در جدول بالا دیده می شود، مشخص است که اهداف مدیریت بازاریابی کوتاه مدت هستند و تفاوت ساختاری مدیریت بازاریابی و بازاریابی استراتژیک، به مفهوم زیر باشد:

در فیلم جنگ جهانی  Z، یک مفهوم از مرد دهم توضیح داده شده است. از آنجایی که ۹ مرد با یک مفهوم موافقند، کار مرد دهم  مخالفت و تحقیق در مورد موضوع است. بازاریابی استراتژیک مانند انسان دهم است. اگر همه چیز خوب پیش رود، بازاریابی استراتژیک فرض می کند که چیزی به اشتباه در حال وقوع است.

این کار مدیریت بازاریابی را تضعیف نمی کند. آنها در هر دو سازمان وابسته به یکدیگر هستند اما هنوز به همان اندازه مهم هستند. بازاریابی استراتژیک یک محصول بدون مدیریت بازاریابی ، یعنی محصول در بازار ایجاد نمی شود و برعکس.

بنابراین، به محض رشد شرکت، در هر زمان، این شرکت نیاز به دو بخش زیرمجموعه بازاریابی دارد – بازاریابی استراتژیک و مدیریت بازاریابی .

مفاهیم مدیریت استراتژیک

مفاهیم مدیریت استراتژیک در مورد شناسایی و توصیف استراتژی هایی است که مدیران می توانند انجام دهند تا بتوانند عملکرد بهتر و مزیت رقابتی برای سازمان خود کسب کنند. گفته می شود که یک سازمان در صورتی دارای مزیت رقابتی است که سودآوری آن بالاتر از سودآوری متوسط  تمام شرکت های صنعت آن باشد.

مفاهیم مدیریت استراتژیک نیز می تواند به عنوان یک بسته نرم افزاری از تصمیم ها و فعالیت هایی که یک مدیر متعهد است و نتیجه عملکرد شرکت را تعیین می کند، تعریف شود. مدیر باید دانش و تجزیه و تحلیل جامع از کل محیط سازمانی و محیط رقابتی داشته باشد تا تصمیمات درست بگیرد. آنها باید تجزیه و تحلیل SWOT (قدرت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها) را انجام دهند. یعنی باید به بهترین نحو ممکن از نقاط قوت استفاده کنند، ضعف های سازمانی را به حداقل برسانند، فرصت های ناشی از محیط کسب و کار را استفاده کنند و نباید تهدیدات را نادیده بگیرند.

مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک

مزایای مدیریت استراتژیک برای سازمان

مفاهیم مدیریت استراتژیک چشم انداز گسترده ای را برای کارکنان یک سازمان فراهم می آورد و می توانند درک بهتری از اینکه چگونه شغل خود را در کل طرح سازمانی و نحوه ارتباط آن با دیگر اعضای سازمانی داشته باشند. این چیزی نیست جز هنر مدیریت کارکنان به گونه ای که توانایی دستیابی به اهداف تجاری را به حداکثر برساند. کارکنان قابل اطمینان تر، متعهدتر و با رضایت بیشتر می شوند، زیرا می توانند با هر یک از فعالیت های سازمانی خود همکاری خوبی داشته باشند. آنها می توانند نسبت به تغییرات محیطی در سازمان و پاسخ احتمالی سازمان با کمک مدیریت استراتژیک واکنش مناسب تری داشته باشند. بنابراین کارکنان می توانند تاثیر چنین تغییراتی را در کار خودشان لمس نمایند.  و به طور موثر می توانند با تغییرات مواجه شوند. مدیران و کارکنان باید شیوه های مناسب را انجام دهند. آنها باید موثر و کارآمد باشند.

مفاهیم مدیریت استراتژیک عبارتند از :

  • استراتژی – تعریف و ویژگی ها
  • اجزاء یک بیانیه استراتژی
  • فرآیند مدیریت استراتژیک
  • بررسی محیطی
  • تدوین استراتژی
  • پیاده سازی استراتژی
  • فرمولاسیون استراتژی در مقابل پیاده سازی
  • ارزیابی استراتژی
  • تصمیمات استراتژیک
  • سیاست تجاری
  • ماتریس بی سی جی (BCG Matrix)
  • تجزیه و تحلیل SWOT
  • تجزیه و تحلیل رقبا
  • مدل نیروهای پنجگانه پورتر
  • رهبری استراتژیک
  • حاکمیت دولتی
  • اخلاق کسب و کار
  • مزیت های هسته ای

مقالات پیشنهادی

قالب بیزینس پلن آماده

مراحل مدیریت استراتژیک

مراحل مدیریت استراتژیک

مراحل مدیریت استراتژیک

مراحل مدیریت استراتژیک به معنای تعریف استراتژی سازمان است. مدیریت استراتژیک به عنوان فرآیندی است که بوسیله آن مدیران مجموعه ای از راهبردهای سازمان را تعریف می کنند که برای رسیدن به عملکرد بهتر انتخاب می شوند.

مدیریت استراتژیک یک فرآیند مداوم است که کسب و کار و صنعتی را که سازمان در آن درگیر است، ارزیابی می کند. رقابت صنعت را ارزیابی می کند . و اهداف برای مقابله با همه رقیبان فعلی و آینده و هر استراتژی جدیدی را دوباره ارزیابی می کند.

مراحل مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک شامل ۴ مرحله است :

بررسی محیطی 

اسکن محیطی به فرآیند جمع آوری، بررسی و ارائه اطلاعات برای اهداف استراتژیک اشاره دارد. این کمک می کند تا در تجزیه و تحلیل عوامل داخلی و خارجی که بر یک سازمان تاثیر می گذارند، کمک کند. پس از اجرای فرایند تجزیه و تحلیل محیطی، مدیریت باید آن را به طور مداوم ارزیابی و تلاش کند تا آن را بهبود بخشد.

فرمولاسیون استراتژی

فرمولاسیون استراتژی فرآیند تصمیم گیری بهترین عملکرد برای انجام اهداف سازمانی و در نتیجه رسیدن به اهداف سازمانی است. پس از انجام اسکن محیطی، مدیران فرمول بندی راهبردهای شرکتی، بازرگانی و عملکردی را ارائه می دهند.

پیاده سازی استراتژی

اجرای استراتژی به این معنی است که استراتژی کار کند یا استراتژی انتخابی سازمان را به اهداف خود برساند. پیاده سازی استراتژی شامل طراحی ساختار سازمانی، توزیع منابع، فرآیند تصمیم گیری و مدیریت منابع انسانی است.

ارزیابی استراتژی 

ارزیابی استراتژی مرحله نهایی مراحل مدیریت استراتژیک است. فعالیت های ارزیابی کلیدی استراتژی عبارتند از: ارزیابی عوامل داخلی و خارجی که ریشه های استراتژی های فعلی است . اندازه گیری عملکرد و اقدامات اصلاحی / اصلاح است. ارزیابی اطمینان می دهد که استراتژی سازمانی و همچنین اجرای آن با اهداف سازمانی مطابقت دارد.

این اجزاء گام هایی هستند که در هنگام ایجاد یک طرح جدید مدیریت استراتژیک، به ترتیب زمانی برداشته می شوند.

بازاریابی استراتژیک

بازاریابی استراتژیک

مفهوم بازاریابی استراتژیک

مفهوم بازاریابی استراتژی چیست ؟ بازاریابی استراتژیک فرآیند برنامه ریزی، توسعه و اجرای مانورها برای به دست آوردن یک لبه رقابتی در انتخاب گوشه بازار است. فرآیند بازاریابی استراتژیک برای تعیین و ساده سازی نقشه دستیابی به  اهداف شرکت و ضرورت چگونگی دستیابی به آنها است. زمانی که یک شرکت که بخواهد سهم خاصی از بازار را به دست آورد، باید مطمئن شود که آنها

  • ماموریت خود را به روشنی مشخص کرده اند،
  • وضعیت صنعت را به درستی بررسی نموده اند،
  • اهداف خاصی را تعریف کرده اند و
  • برنامه ای را برای تضمین اینکه نیاز مشتریان خود را با محصولات خود برطرف نمایند، در دست داشته باشند .

البته، هدف اصلی هر شرکت، رضایت مشتری خواهد بود، به طوری که آنها ممکن است در بازار نفوذ کنند و رهبران صنعت خود شوند . بنابراین رضایت کسب و کار را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش دهند. برای انجام این کار، سه مرحله از استراتژی بازاریابی باید کامل شود تا رضایت را در مشتریان خود ایجاد کند و رقابت را بوجود آورد.

فرآیند بازاریابی استراتژیک

فرآیند بازاریابی استراتژیک

فرآیند بازاریابی استراتژیک

فرآیند بازاریابی استراتژیک شامل سه مرحله است :

مرحله برنامه ریزی

مرحله برنامه ریزی مهم ترین مرحله است که شامل  تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف داخلی، رقابت خارجی، تغییرات تکنولوژی، تغییرات فرهنگ صنعتی و ارائه تصویر کلی از وضعیت سازمان است. این مرحله دارای چهار عنصر کلیدی است که یک نمودار واضح نشان می دهد که شرکت شما چه چیزی است و چه کاری انجام می دهد.

مرحله اجرا

مرحله اجرای مرحله عملیاتی روند بازاریابی استراتژیک است. اگر شرکت نمیتواند برنامه ای را که در مراحل اولیه تعیین شده انجام دهد، در این صورت هزینه های برنامه ریزی شده هدر می رود. با این حال، اگر برنامه ریزی به اندازه کافی و صحیح ساختار یافته باشد، از طریق پیش بینی فروش و بودجه می توان از این برنامه استفاده کرد.

مرحله ارزیابی یا کنترل

مرحله ارزیابی مرحله بررسی است. این فرآیند شامل اطمینان از حصول نتایج برنامه با اهداف تعیین شده است. تیم بازاریابی، به ویژه مدیر بازاریابی ، باید هر گونه انحراف در برنامه را مورد توجه قرار داده و به سرعت انحرافات منفی را به درستی به عقب برگرداند. به عنوان مثال، نوسانات ارز نیاز کمتری نسبت به محصول ایجاد می کند، پس باید تولید محصول مذکور را برای این پرامتر در نظر گرفت. و همچنین باید از انحرافات مثبت نیز بهره برداری شود، مثلا اگر فروش برای محصولات خاص بهتر از پیش بینی شده باشد، منابع بیشتری برای تولید یا توزیع یک محصول مشابه در نظر گرفت.