معماری برند : تعریف ، مولفه ها و انواع معماری برند

معماری برند درست مانند شجره نامه خانوادگی است. شما برند اصلی (پدربزرگ و مادربزرگ) را مشخص می کنید و با کشیدن روابط آن با سایر برند ها و روابط بین فردی آنها نیز به سمت پایین حرکت می کنید. معماری برند شامل یک برند ارشد ، پسوندهای تجاری و برند های فرعی (و حتی زیر برند های فرعی) است. در اینجا مختصراً توضیح داده شده است که این مؤلفه های معماری برند چیست . آنچه در این مقاله معماری برند خواهید خواند :

معماری برند چیست؟

مؤلفه های معماری برند

 اهمیت معماری برند

 انواع معماری برند

 مزایای یک معماری برند قوی

معماری برند

معماری برند

توسعه ، تملک ، ادغام و سایر استراتژیهایی که اگرچه در طولانی مدت برای شرکت مفید است ، اما درهم و برهم و آشفتگی زیادی در ذهن مشتریان ایجاد می کند که  چه چیزی متعلق به شرکت است و چه چیزی نیست.

این سردرگمی در مورد اینکه آیا این محصول متعلق به برندی است که از آن پیروی می کنند یا خیر ، تمایل مخاطبان هدف را برای خرید کاهش می دهد و اغلب منجر به عدم توجه بسیاری از برندهای فرعی توسط بازار هدف می شود.

با این حال ، بازاریابان و سایر کارمندان شرکت ها قادر به درک این آشفتگی از داخل نیستند زیرا آنها به نحوه کار در شرکت عادت دارند.

تنها راه برای درک و برطرف کردن سردرگمی ، دید کاملی از بیرون دیوارها و سازماندهی چشم انداز برند است که بخش های مختلف برند را مشخص می کند و آن را با برند اصلی و سایر برندهای زیرمجموعه متصل می کند. این معماری برند است.

مقالات پیشنهادی

پاورپوینت مبانی برند

معماری برند چیست؟

معماری برند چیست؟

معماری برند چیست؟

معماری برند (brand architecture) یک ساختار سازمان یافته از پورتفولیوی شرکت ها از برند ها ، برند های فرعی و سایر پیشنهادات است.

به زبان ساده – این نشان می دهد که چگونه برند ها ، برند های فرعی و سایر پیشنهادات شرکت سامان یافته و ارتباط آنها با یکدیگر چگونه است.

معماری برند درست مانند شجره نامه خانوادگی است. شما برند اصلی (پدربزرگ و مادربزرگ) را مشخص می کنید و با کشیدن روابط آن با سایر برند ها و روابط بین فردی آنها نیز به سمت پایین حرکت می کنید. همه افراد روی آن درخت مرتبط هستند ، اما همه هنوز هم منحصر به فرد هستند.

مؤلفه های معماری برند

معماری برند شامل یک برند ارشد ، پسوندهای تجاری و برند های فرعی (و حتی زیر برند های فرعی) است. در اینجا مختصراً توضیح داده شده است که این مؤلفه های معماری برند چیست:

برند ارشد (Master Brand) –

این برند برتر سطح شرکت است ، به نام برند اصلی نیز نامیده می شود که کلیه پیشنهادات شرکت را محصور می کند. معمولاً نام تجاری شرکت مادر برند اصلی را تشکیل می دهد.

برند فرعی (Sub-brand) –

یک برند فرعی یک محصول یا خدمات تجاری است که به برند مادر وابسته است اما دارای نام و نام تجاری خاص خود است.

توسعه برند (Brand extension) –

توسعه برند به فرآیند استفاده از یک نام برند تاسیس شده بر روی محصولات جدید برای افزایش فروش اشاره دارد.

اهمیت معماری برند

اهمیت معماری برند به این ترتیب است که برند های درون سازمان با هم ارتباط دارند و چگونه آنها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. این با نگه داشتن چشم انداز بازار هدف ایجاد می شود.

برندها باید به آنها کمک کنند تا معماری برند ایجاد کنند –

به صورت داخلی سازماندهی شده باشید – نگاه کردن به برند از دید مشتریان می تواند به یافتن نقاط ضعف در ساختار سازمان و راهبردهای ارتباطی کمک کند و به برند کمک می کند تا در داخل سازمان یافته باشد.

مدیریت ادراک – توسعه معماری برند ، مدیریت ادراک خارج از برند ، پیشنهادات آن و روابط آنها با یکدیگر را آسان تر می کند.

ایجاد هم افزایی – داشتن یک معماری با نام برند سازمان یافته باعث ایجاد هم افزایی در بین برندهای فرزند و برند مادر می شود و به سازمان کمک می کند تا در برابر یک وعده برند بزرگتر عمل کند.

انواع معماری برند

معماری ابزاری مهم برای استراتژی برند است که رابطه برند مادر و برندهای زیرمجموعه آن را مورد مطالعه و تعریف قرار می دهد. در اینجا انواع مختلفی از معماری برند وجود دارد که امروزه در بازار وجود دارد.

خانه برند شده

خانه برند شده (Branded House) ، همچنین به عنوان معماری برند یکپارچه شناخته می شود ، رایج ترین نوع توسعه برند است که برند ارشد یا مَستر برند همیشه در آن حضور دارد و نام آن توسط توسعه ها پیوند خورده است.

به زبان ساده ، خود شرکت یک برند است و کلیه محصولات و خدمات ، بسط برند یا زیرمجموعه آن هستند.

خانه برند شده (Branded House)

خانه برند شده (Branded House)

نمونه ای از یک خانه برند شده Google و زیر مجموعه های آن است. معمولاً Google قبل از ارائه چنین برنامه های افزودنی ، استراتژی معماری خانه برند شده را برای پیشنهادات جدید و توسعه های G یا Google دنبال می کند. مثالهایی مانند Gmail ، Google Drive ، Google Maps ، Google + و غیره.

معماری تایید شده

یک معماری تأیید شده شامل برند های جداگانه و مجزایی است که توسط یک برند مادر تایید شده به یکدیگر مرتبط می شوند.

به عبارتی ساده ، این پیشنهادات دارای هویت و برند خاص خود هستند اما تأکید بر برند شرکت های مادر است که موقعیت خود را به زیر برندها ارائه می دهند. اغلب بسط برند “آورده شده توسط” یا فقط “توسط” را در یک استراتژی تأیید شده از معماری پیدا خواهید کرد. بسیاری از اوقات ، برند توسط نام برند شرکت نیز بسط داده می شود.

با این حال ، چنین استراتژی ، برند های فرعی را با مانع رو به رو می کند تا موقعیت منحصر به فرد خود را در بازار هموار کنند. یک مثال خوب از یک استراتژی تأیید شده برای معماری برند ، Marvel Universe است. فیلم هایی مانند Iron Man ، Spider-Man و Ant-Man و غیره حتی اگر چه هویت و حضور خاص خود را در بازار دارند ، فقط به دلیل این که با Marvel Universe همراه بودند ، کشش بیشتری به خود می گیرند.

معماری تایید شده

معماری تایید شده

نمونه دیگر چنین استراتژی Marriot است. برند های فرعی مانند Fairfield ، TownePlace و Moxy فقط بخاطر اینکه مورد تایید Marriott هستند ، از تصویر خوبی در بازار برخوردارند.

معماری ترکیبی

معماری برند ترکیبی ، مخلوطی از دو یا چند نوع معماری برند است.

یک مثال عالی از یک شرکت تجاری با استفاده از یک معماری ترکیبی ، مایکروسافت است. این شرکت برای ارائه پیشنهادات Windows و Office از یک استراتژی خانه برند شده استفاده می کند و خانه کاملاً متفاوتی از نام تجاری – Xbox هنگام صحبت از کنسول های بازی دارد.

مزایای یک معماری برند قوی

به عنوان یک قاعده کلی ، اگر یک برند بیش از یک پیشنهاد را داشته باشد که دارای هویت خاص خود باشد ، توسعه یک معماری برند مزایای بی شماری خواهد داشت. در زیر لیستی از چنین فواید معماری برند وجود دارد –

شفافیت در بازار

داشتن یک معماری خوب و مرتب برند ، وضوح برندهای ارائه شده و ارتباط آنها با یکدیگر را افزایش می دهد. این نه تنها بسیاری از شبهات مخاطبان داخلی را پاک می کند بلکه به تصمیم گیری بهتر برای اطلاع رسانی به بازار در مورد آنچه در ابتدا استراتژی ارتباطی شرکت نیز وجود ندارد کمک می کند.

هم افزایی بین برند ها

 معماری برند رابطه بین برندهای های فرعی مختلف و برند های اصلی را ذکر می کند که سرانجام باعث ایجاد هم افزایی در بین پیشنهادها می شود . و به شرکت کمک می کند تا در مورد راه حل های ترکیبی و چگونگی تکمیل این برندها (مکمل فروش) ارتباط برقرار کند.

بخشهای خاص مشتری هدف

 معماری برند به طور موثری بازار هدف را قطعه قطعه می کند و روشن می کند که چه بخشی در کدام قسمت ارائه می دهد. این اغلب به شرکت کمک می کند تا استراتژی های بازاریابی مؤثر را برای برند های مشابه اجرا کند.

وضوح در موضع یابی و ارتباطات

 اگر شرکت دارای معماری خوب و منظم برند باشد ، تدوین استراتژی های موضع یابی و ارتباطی برای هر زیر برند و نام برند آسان تر است.

تقویت آگاهی مصرف کننده

 معماری برند نیاز دارد که این شرکت از دید مشتریان نگاه کند. در طی فرایند معماری برند ، می توان به مشکلات موجود در استراتژی های بازاریابی و ارتباطی اشاره کرد و مشتریان را می توان از پیشنهاداتی که نمی دانستند توسط برند مطلوب آنها ارائه شده است ، آگاه ساخت.

ایجاد و تقویت ارزش برند

معماری برند همچنین به این شرکت کمک می کند تا استراتژی هایی را برای ایجاد و تقویت ارزش تجاری برندهای فرعی خود ایجاد کند. همچنین به این سازمان اجازه می دهد تا سهام تجاری برند تجاری خود را به پیشنهادات خود وام دهد.

منبع : feedough

0/5 (0 Reviews)