آیا شغل و حرفه بازاریابی آسان است؟
آیا شغل و حرفه بازاریابی آسان است؟
آیا شغل و حرفه بازاریابی آسان است؟
گاهی اوقات دانشجویان ، رشته بازاریابی را در یک دوره بازاریابی و فروش مطالعه می کنند، زیرا تصور می کنند که تا حدودی ساده تر از حوزه های چالش برانگیزتر و فنی مانند اقتصاد، امور مالی و تجزیه و تحلیل است.
با این حال، از نقطه نظر تیم مارکتینگ ایران تلنت که هم در حوزه بازاریابی فعالیت کرده و هم در این زمینه آموزش داده، این تصور را به چالش می کشیم و پیشنهاد می کنیم که بازاریابی در واقع یک مسیر شغلی بسیار چالش برانگیز، اما ارزشمند برای پیگیری است.
برخی از چالش های منحصر به فرد شغل بازاریابی
مجموعه ای از مهارت ها مورد نیاز است
برای ارائه نتایج در بازاریابی، باید دامنه وسیعی از مهارتها را داشته باشید – از مهارتهای استراتژیک، تحلیلی، پژوهشی، خلاقانه تا توسعه محصول جدید، برنامهریزی پروژه، ارتباطات، متقاعدسازی و غیره.
در حالی که یک روز شما در حال تجزیه و تحلیل آمار، اطلاعات پایگاه داده مشتریان و/یا نتایج تحقیقات بازاریابی هستید. به این امید که بینش های بازار را شناسایی کنید که می توانند مزیت رقابتی شرکت شما را به دست آورند. اما روز بعد شما درگیر طراحی ارتباطات خلاقانه، یا ترسیم نقشه یا طرح برای یک محصول جدید، یا ایجاد مشوق های فروش و غیره خواهید بود.
در حالی که در مراحل اولیه شغل خود، احتمالاً در یکی از این زمینه ها تخصص خواهید داشت، با پیشرفت در نردبان شرکت، به دامنه وسیع تری از مهارت ها و توانایی ها نیاز خواهید داشت.
تعامل و متقاعدسازی قابل توجهی لازم است
بازاریابی نیاز به همکاری نزدیک با سایر متخصصان – مانند امور مالی، منابع انسانی، فناوری اطلاعات یا تولید، کارکنان خط مقدم، مدیران عملیاتی و مدیر عامل و تیم اجرایی – در درون یک شرکت نیاز دارد.
هنگامی که آمیخته بازاریابی را در نظر می گیرید – شامل محصول، قیمت، مکان، افراد، فرآیند است – که عموماً به صورت روزانه توسط سایر حوزه های کاربردی مدیریت می شوند.
به عنوان مثال، افراد (کارکنان) مدیران مستقیم خود و همچنین نفوذ غیر مستقیم از بخش منابع انسانی خواهند داشت. با این حال، به ویژه در یک شرکت خدماتی، نقش کارکنان تماس با مشتری در درجه کلی موفقیت بازاریابی مهم است. این بدان معنی است که بازاریابان باید با حوزه منابع انسانی و مدیران عملیاتی کار کنند تا بر رفتار و اقدامات کارکنان تأثیر بگذارند.
بدیهی است که همین اصل در مورد تأثیرگذاری بر استراتژی کلی شرکت، حفظ تصمیمات قیمت، انتخاب کانال های کلیدی و غیره صدق می کند . همیشه یک حوزه عملکردی دیگری وجود دارد که بازاریاب باید با آن کار کند و شاید دیدگاه خود را متقاعد کند.
بازاریابی پویا است
بازاریابی مدام در حال تغییر است. رویکرد بازاریابی در اوایل دهه 2000 در مقایسه با امروز کاملاً متفاوت است. مطمئناً مفاهیم اساسی هدف گذاری و موضع یابی و برآوردن نیازهای مشتری یکسان است، اما بسیاری از ابزارها تکامل یافته اند.
در سال های اخیر، کسب و کارها به دادههای بسیار بیشتری دسترسی دارند و در نتیجه به طور فزاینده ای تحلیلی شدهاند. و اینترنت و رسانههای اجتماعی تعداد صنایع مختلف و نحوه تصمیمگیری مصرفکنندگان را تغییر داده است.
صنایعی مانند بانکداری و خردهفروشی در حدود یک دهه گذشته به طور قابل ملاحظهای تکامل یافتهاند، به این معنی که بازاریابان باید دائماً مهارت های خود را بهبود بخشند، بهروز بمانند و شیوه ها و ابزارهای جدید را تطبیق دهند.
و همچنین فناوری و دادههای مربوط به ابزارهای بازاریابی، تغییرات قابل توجهی در مجموعههای رقابتی، رفتار مصرفکننده و سایر عوامل محیطی دیگر بوجود آورده است.
راه حل های بازاریابی عمومی وجود ندارد
هیچ راه حل یکسانی برای بازاریابی وجود ندارد. این بدان معناست، که اگر یک استراتژی بازاریابی که در شرکت A به خوبی کار می کند ممکن است برای شرکت B به همان اندازه کارآمد نباشد. حتی اگر به نظر می رسد که آنها انواع مشابهی از کسب و کارها هستند.
عوامل زیادی وجود دارد که باید در ساخت یک استراتژی بازاریابی مناسب و آمیخته بازاریابی در نظر گرفته شود. ما باید هر دو محیط داخلی و خارجی را در نظر بگیریم. که هرگز برای دو شرکت یکسان نخواهد بود، حتی اگر اندازه آنها مشابه باشد و در یک صنعت رقابت کنند.
در واقع، این امکان وجود دارد که اتخاذ رویکرد موفق رقیب به عنوان استراتژی یک اشتباه بزرگ برای شرکت باشد. بنابراین بر خلاف سایر عملکردها در تجارت، بازاریابان می توانند مجموعه مهارت های خود را به یک سازمان جدید ببرند، اما به احتمال زیاد باید رویکرد استراتژیک خود را تطبیق دهند.
بازاریابان مورد انتقاد قرار می گیرند
بسیاری از فعالیت های بازاریابی عمومی است. بازاریابان محصولات جدیدی را معرفی می کنند که یا شکست می خورند یا موفق می شوند. و به طور انتقادی توسط کارکنان، مصرف کنندگان و آنلاین بررسی می شوند.
بازاریابان ارتباطاتی مانند تبلیغات را تولید می کنند. باز هم نظرات قابل توجهی در مورد تبلیغات جدید، به خصوص برای برند های بزرگ وجود دارد. و معمولاً، همه افراد یک کمپین یا محصول جدید را ، صرف نظر از میزان موفقیت آن ، دوست ندارند.
بنابراین، بازاریابان احتمالا نظرات منفی زیادی در مورد عملکرد خود و اجرای آمیخته بازاریابی خواهند داشت.
بازاریابان باید برای خود هزینه کنند
بازاریابان مدیران سود هستند و برای کسب درآمد بیشتر برای شرکت به کار گرفته می شوند. اگر یک مدیر بازاریابی با A ريال استخدام شود. انتظار از شرکت این است که آنها A ريال و بیشتر را از نظر سودآوری تحویل دهند.
بازاریابی که در 1 تا 2 سال اول حضور در شرکت پیشرفت قابل توجهی در شرکت ایجاد نکند. قطعا به صورت طولانی مدت در شرکت حضور نخواهد داشت.
خلاصه: چالش های شغل و حرفه بازاریابی
بازاریابی یک حرفه سرگرم کننده، پویا و هیجان انگیز است. که در آن می توانید تفاوت اساسی در یک شرکت ایجاد کنید. شما می توانید به تعریف برند، موقعیت آن در بازار، شکل دادن به ارزش کلی آن، تأثیرگذاری بر حوزه ها و بخش های مختلف و عملیات آنها کمک کنید.
به همین دلیل است که بسیاری جذب شغل و حرفه بازاریابی می شوند.
با این حال، همانطور که در بالا ذکر شد، مشاغل بازاریابی چالش برانگیز هستند. بازاریابان باید نتایج را ارائه دهند، دائماً در حال تکامل باشند. بر کارکنان گزارشگر غیرمستقیم تأثیر بگذارند و آنها را متقاعد کنند و انتقادات عمومی را مدیریت کنند. بنابراین از بسیاری جهات چالش های منحصر به فردی در بازاریابی وجود دارد که در سایر نقش های تجاری کاربردی وجود ندارد.















دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.